پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

108

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

بطن « خلقت » كه آن نيز به شيوهء خود ذكر « خالق » مىكند ، نشان دهد . ترمذى مىنويسد : ذكر قلب مشتعل از « حبّ » و « شوق » به خداست كه شتابان روى به خدا مىرود . بى گمان هر مؤمنى در دل چنين حبّ و شوقى دارد ، ولى در حالت نهفته ، زيرا در او هنوز حبّ جسمانى باقى است ؛ حبّ جسمانى او را خودپرست و مردّد مىدارد . حبّ و شوق در ولى آشكارا نمايان مىشود ، زيرا در او چيزى نيست كه آنها را از اشتعال باز دارد . و اما اين اشتعال با نسيم بهجت كه بر محبّان مىگذرد و ذكر خدا را در دل آنها بيدار مىكند تيزتر مىشود . و چون ايشان ذكر خدا مىكنند ، نسيم طوفانى مىشود كه در حركت خود آنها را با خود مىبرد . آن‌گاه است كه هر كس به قدر مرتبهء خود از شيرينى ذكر متلذّذ مىشود ؛ و نيز آن‌گاه است كه شوق زدگان در وادى حسرت فرو مىروند و محبّان دل خود را در درياى « وله » از كف مىدهند . و امّا منشأ ذكرى كه مؤمنان از خدا مىكنند در خداست . در حقيقت ، خدا در بندگان خود كه توحيدگوى اويند مسرور مىشود . به يمن همين سرور است كه آنها را از موهبت توحيد خود برخوردار مىكند ، همچنانكه آنها را به واسطهء رأفت خود خلق كرده است . مگر پيغمبر ( ص ) نگفته است كه خدا از گروش مؤمن بيشتر مسرور مىشود تا شتربان شتر گم كرده‌اى كه همه جا شتر خود را مىجويد و سرانجام آن را در همان جايى كه آن را گم كرده‌بود بازمىيابد « 23 » ! بنابراين ، نسيم شادى است كه موجد ذكر است ، سرورى كه خدا در بندگان بسيار محبوب خود احساس مىكند ، و همين سرور است كه موجب مىشود كه آنها نيز در خدا مسرور شوند و از او ياد كنند . ترمذى ، پس از اين مقدّمه ، به مطالعهء وجوه مختلف كلمهء « ذكر » مىپردازد . نخست مىگويد : ذكر به معنى نماز ( صلات ) است كه در عين حال هم حركت است و هم سخن . و امّا در آن سخن بيشتر از حركت است ؛ سخن در ملكوت آسمانى وزن و ارج بيشتر دارد و مؤثرتر است . و به همين سبب است كه ذكر در نماز ، در همه وقت و در هر شرايطى ، غلبه دارد . مگر پيغمبر ( ص ) نگفته است : « آنها مأمورند كه طواف و سعى و رمى جمره و وقوف در مشعر را به جاى آورند تا خداى را به ياد آورند » ؟ در حقيقت ، نماز بر ما مقرّرشده‌است ، ولى در هر يك از حركات آن ذكر است ؛ همچنين حج و جهاد كه دربارهء آن آمده‌است : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ : اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، اگر به فوجى [ از دشمن ] برخورديد ، پايدارى كنيد و خدا را فراوان ياد كنيد . باشد كه پيروز شويد ( انفال ، 45 ) . و امّا دربارهء بيان زبانى ذكر ( « ذكر باللّسان » ) بايد گفت كه اين گونه ذكر نزد ترمذى نوعى

--> ( 23 ) . در اينجا نقل تمثيل برهء گمشدهء انجيل را مىبينيم . ترمذى اين حديث را بدون ذكر اسناد آن نقل مىكند .