پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

93

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

ظنّ انگيز است ، بدون پرهيز به كار مىبرده‌اند ؛ - وجه دوّم ، « نصيحت » ؛ چنان كه در بحثى از آيهء اوّل سورهء ممتحنه كه مىفرمايد : تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ ، در حالى كه ر . بلاشر آن را « شما به آنها در نهان دوستى مىكنيد » ترجمه مىكند ، مقاتل از آن چنين درمىيابد : « شما آنها را در نهان نصيحت مىكنيد » ؛ - وجه سوّم ، « صله » ، يا احترام به پيوند خويشاوندى است . وقتى كه محمّد ( ص ) اعلام مىكند : لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ ( من چيزى جز مودّت از شما نمىخواهم ، شورى ، 23 ) معنى آن اين است كه من جز اين نمىخواهم كه حرمت پيوند خويشاوندى را پاس داريد و بيش از اين مرا ميازاريد ؛ - وجه چهارم ، همان صله است ، منتها در ساحت دين ، چنان كه در آيهء هفتاد و سوّم سورهء نساء مىفرمايد : وَ لَئِنْ أَصابَكُمْ فَضْلٌ مِنَ اللَّهِ لَيَقُولَنَّ كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ . حال بجاست كه معانى مختلفى را كه مقاتل به كلمهء « اخ » ( برادر ) داده است با كلمهء « مودّت » مقايسه كنيم . معنى اوّل آن آشكارا از مقولهء زيست شناسى است ، چنان كه در آيات 30 و 31 سورهء مائده مىخوانيم : فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ ( نفس او او را به قتل برادر خود برانگيخت ، و او را كشت و از زيانكاران شد ) ؛ قالَ يا وَيْلَتى أَ عَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هذَا الْغُرابِ فَأُوارِيَ سَوْأَةَ أَخِي ( گفت : واى بر من ، آيا در پنهان كردن جسد برادرم از اين كلاغ هم عاجزترم ؟ ) بنابراين ، كسانى برادرند كه از يك پدر و مادرند ؛ - در معنى ديگر ، كسانى هم با هم برادرند كه از يك نسب‌اند ، چنان كه هود نبى برادر قوم عاد خوانده‌شده‌است : وَ إِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً ( و بر قوم عاد برادرشان هود را فرستاديم ، اعراف ، 65 ) ، زيرا هود و عاد از يك نسب‌اند ؛ - در يك وجه سوّم ، « اخ » به معنى برادريى است كه از تعلق به كفر و هم پيمانى ( ولايت ) در شرك ناشى مىشود ؛ چنان كه مىفرمايد : وَ إِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الغَيِّ ( برادرانشان ايشان را به ضلالت مىكشند ، اعراف ، 7 ) ؛ يا : إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ ( اسرافكاران با شياطين برادرند ، اسراء ، 27 ) ، زيرا پيرو يك دين و حامى و هم پيمان يكديگرند ( ولايت ) ؛ - در معنى چهارم ، « اخ » به مسلمانان گفته مىشود كه در برادرى ناشى از دين اسلام با هم يگانه‌اند ؛ چنان كه قرآن مىفرمايد : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ ( مؤمنان با هم برادرند ، حجرات ، 10 ) ، از اين جهت كه همه به اسلام تعلق دارند ، و آنها نيز از حمايت يكديگر برخوردارند ؛ - معنى پنجم « اخ » « صاحب » يعنى يار و معاشر است ؛ چنان كه در آيات إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً ( اين برادر من است . او را نود و نه ميش است ، ص ، 23 ) و أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً ( آيا هيچ يك از شما دوست دارد كه گوشت برادر مردهء خود را بخورد ؟ ، حجرات ، 12 )