پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

88

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

نزد مقاتل يك آيهء قرآنى مستعد قبول هر سه‌نوع قرائت ، كه سه معنى نهفته در سه‌لايهء مختلف عمق آن را آشكار كند ، نيست ؛ امرى كه اگر تحقق مىيافت انسجامى درونى در قرائتهاى سه‌گانه به‌وجودمىآورد . و امّا چنين انسجامى وجود ندارد ، زيرا هر قرائتى در مورد آيهء معينى به كار مىرود و در نتيجه بعضى از آيات از جهت لفظى تفسيرمىشود ، بعضى ديگر از وجه تاريخى و بالأخره بعضى هم از ديد استعارى . آنچه در اينجا گفتيم در مورد روشى صادق است كه مقاتل در تفسير كبير ، يعنى كتابى كه بررسى ما به آن مربوط بوده ، به‌كار برده‌است ، ولى مقاتل روش ديگرى هم دارد كه آن را در كتاب ديگر خود معمول داشته است و اين روش تأليفى است از قرائتهاى سه‌گانه در تفسير كلمات قرآنى كه مقاتل آن را به « وجوه » و « نظاير » تعبيرمىكند . اين كتاب را حكيم ترمذى نقدكرده‌است ، و اين خود نشان‌مىدهد كه آثار مقاتل در بوتهء فراموشى نيفتاده بوده‌است . حتى روش او در اين كتاب بعدها به صورت يكى از ابواب تفسير اسلامى تحت عنوان باب « وجوه و نظاير » در خواهد آمد . مطالعه‌اى كه ما در فصل بعد دربارهء آن خواهيم داشت ما را به بازيافتن قديمترين كوششهايى كه در راه ايجاد يك واژگان خاصّ مذهبى ، با ابتداء به قرآن ، صورت گرفته است رهنمون خواهدشد ، زيرا موضوع گفتگوى ميان ترمذى و مقاتل چيزى جز جستجوى واژگانى كه از طريق آن تجارب مذهبى را بيان توان كرد ، نيست .