پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

85

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

تكرار خواهند كرد ، بر اين برترى تأكيد مىكند . در بررسى مستوفايى دربارهء تعبيرهايى كه مقاتل در باب امور اخروى به كار مىبرد ، سهم مهمى را بايد به گزارشهاى مربوط به قيامت و عذابهاى دوزخ اختصاص داد . ولى چون سخن ما دراينجا نشان‌دادن تأثير وقايع اخروى در پيدايش تفسيرى استعارى در صدر اسلام است ، تنها به آوردن دو نمونهء مخصوصا پرمعنى ديگر از قرائت سوم قرآن ، يعنى قرائت استعارى ، اكتفا مىكنيم . نمونهء اوّل مأخوذ از توصيفاتى است كه دربارهء عذابهاى دوزخ شده است . خدا در آنجا كه از كافرى ستيزه‌جو ( « عنيد » ) سخن‌مىگويد ، او را به اين كيفر بيم مىدهد كه سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً ( او را بر آن خواهم داشت كه از بلنديى بالارود ، مدّثّر ، 17 ) . مقاتل اين آيه را كه دشوار مىتوان به معنى آن دست يافت ، با ياد آوردن كيفرى كه در اساطير يونانى ، خدايان بر سيزيف ( sisyphe ) رواداشتند ، تفسير مىكند . اعم از اينكه تواردى در كار باشد يا اقتباس ، مهمّ اين است كه ما ، در هر دو جانب ، اسطورهء واحدى مىيابيم كه ماجراى آن تنها در جزئيات متفاوت است . مقاتل مىگويد : « سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً ، يعنى من او را بر آن خواهم داشت كه از صخرهء آتشين بس هموارى در دروازهء پنجم دوزخ موسوم به « سقر » « 85 » ، بالارود . در اين صخره دهانه‌اى است كه از آن بادى سوزان ، كه خدا مىگويد لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ ( مدّثّر ، 29 ) است ، مىوزد . چون اين باد به او مىرسد ، تمامى گوشت تنش پاره پاره فرو مىريزد . خدا در آيهء سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً مىفرمايد كه من او را ناگزير از صعود از اين صخره خواهم كرد كه كوهى از آتش است ، به بلندى هفتاد سال راه . او از آن ، روى به آتش ، بالا خواهد رفت ، و چون به قلهء آن رسيد ، دوباره به پايين فرو خواهد افتاد ، و سپس كار بالارفتن را از سر خواهد گرفت . آن‌گاه از دهانه‌اى كه در صخره است بادى سرد خواهد وزيد كه پوست و گوشت چهره‌اش را چاك چاك خواهد كرد . هر بار كه بالا خواهد رفت ، اين باد گويى به چهره‌اش سيلى خواهد زد ، و چون دوباره فرو خواهد افتاد ، گوشت تنش از استخوانهايش جدا خواهد شد . . . و چنين خواهد بود سرنوشتش تا ابد . » نمونهء دوم ما را با موردى از تفسير استعارى كاملا تازه‌اى كه مقاتل خود آن را از ابن عباس گرفته است آشنا مىكند . همچنان كه فرشتهء مرگ ، چنان كه قبلا گفتيم ، در روز باز پسين ، پيش از قيامت كبرى ، خواهد مرد ، همچنان نيز صحنه‌اى هست كه در آن مرگ مىميرد ، و مقاتل دو بار تصوير آن را براى ما رسم‌مىكند ، يكى در مورد لعنت‌شدگان كه خدا از يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ ( مريم ، 39 ) خبر مىدهد ، و ديگرى در مورد اين معنى است كه « وحشت بزرگ » برگزيدگان خدا را در بهشت غمگين نخواهد كرد ( لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ ) . در هر دو مورد ، مقاتل به تعاليم

--> ( 85 ) . مقاتل هفت نامى را كه قرآن به دوزخ مىدهد هفت دروازه مىداند كه به هفت لايهء عمق دوزخ گشوده مىشود .