غانم قدوري الحمد ( مترجم : يعقوب جعفرى )

38

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى )

صدر اسلام ، در عين حال نشان دهنده محلى است كه كتابت عربى از آنجا آمده است ، از اين رو مىبينيم شش حرفى كه لغت عربى ، از لغات ديگر سامى اضافه دارد ، در آخر سلسله ابجد « 1 » قرار گرفته و در روايت عربى ، به آنها نام « روادف » داده شده است و اين نامگذارى ، به اين مطلب اشاره دارد كه آنها در وقت متاخرى به ترتيب ابجدى اضافه شده‌اند . براى ما از ريشه خط عربى ، همين ترتيبى كه بر نظام ابجد هوز « 2 » است باقى مانده و اين ترتيب ، رابطه‌اى است كه نگارش عربى را با خطوط سامى ديگر كه همين ترتيب ابجدى « 3 » را دارند ، پيوند مىدهد . 2 . نامهاى حروف عربى الفباى عربى در نامگذارى حروف ، بقايايى از نامهاى حروف ابجدى سامى قديم را حفظ كرده است ، زيرا علما فرض را بر اين گرفته‌اند كه نامهاى حروف سامى از وقتى پيدا شد كه سينايىهاى قديم شكلهاى كلمات هيرگليفى مصرى را گرفتند ، ولى از تلفظ قديمى آنها غفلت كردند و بر آنها چيزى را اطلاق كردند كه در لغت خاص خود ، معادل آن بود ، تا بر صداى اوّل از اين كلمات دلالت كند ، مثلا شكل ( سر گاو ) را گرفتند و از تلفظ آن در لغت مصرى غفلت نمودند و بر آن چيزى را اطلاق كردند كه در لغت خاص آنها ، معادل آن بود ، سپس به قانون ( اكروفونيك Acrophomic ) عمل كردند كه طبق آن ، حروف اوّل را از اسامى اشكال مىگرفتند و باقى را رها مىكردند ، از اين رو شكل اين علامت حرف الف شد كه همان حرف اوّل از كلمه ( الف ) سامى است و معادل كلمه مصرى است كه به آن معنا دلالت دارد و بر همين قياس ، سينايىها در بررسى شكل ( بيت ) عمل كردند و به آن چيزى را كه در لغت خود معادل آن بود اطلاق كردند ، سپس حرف اوّل از نام آن را در

--> ( 1 ) جواد على ، ج 7 ، ص 60 . ( 2 ) تمام احسان ، اللغة بين المعارية و الوصفية ، قاهره ، مكتبة الاتجلو المصرية ، 1958 م ، ص 139 . ( 3 ) از چيزهايى كه اشاره به آن ، بىفايده نيست ، اين است كه اهل مغرب ، ترتيبى دارند كه اندكى با ترتيب ابجدى مشهور در مشرق ، تفاوت دارد ( بنگريد به : قلقشندى ، ج 3 ، ص 22 ) و علت اين اختلاف ، تا كنون معلوم نشده است ( بنگريد به : هوداس ، ص 189 - 192 ) .