غانم قدوري الحمد ( مترجم : يعقوب جعفرى )

28

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى )

ابن خلدون ( متوفى 808 ق ) تاكيد مىكند كه خط ، از صنعتهاى شهر نشينى است و آن از جمله صنعتهاى مربوط به تمدن و زندگى است و اينكه زيبايى خط ، همواره به ميزان اجتماع ، آبادانى و چيرگى در كمالات حاصل مىشود و به همين جهت او معتقد است كه خط عربى ، از يمن آمده است و اين خط ، در آنجا در دولت تبابعه ، به نهايت اتقان و محكمى و زيبايى رسيده بود و آن همان خطى است كه خط حميرى نام گرفته است . اين خط در زمان دولت آل منذر ، كه با تبايعهء يمن نسبت داشتند ، از يمن به اين شهر منتقل شد ، ولى خط در حيره ، به زيبايى آن ، در نزد تبابعه نبود ، چون دو دولت ، نسبت به همديگر كوتاهيهايى مىكردند و همين خط را ، اهل طايف و قريش از حيره ياد گرفتند « 1 » و در عصر كنونى هم بعضى از پژوهشگران ، به غلط همين اعتقاد را دارند و همين نظريه را ابراز مىكنند . « 2 » اگر ما بخواهيم بر ابن خلدون در اين نظريه‌اش كه ميان وجود و عدم خط ، زيبايى و زشتى آن و ميان تمدن و بدويت ، رابطه است ، انتقاد كنيم بايد بگوييم كه راهى را بر خلاف مضمون روايتهاى عربى در پيش گرفته است . طبق اين روايتها ، خط عربى از خط « مسند » به وجود آمده و از طريق حيره ، به حجاز منتقل شده است و بعضى از قدما ، به اختلاف ميان شكل دو خط ، اشاره كرده‌اند با اينكه وسايل تطبيق ميان آن دو و بررسى نقوش آن زمان ، چندان فراهم نيست . جوهرى نقل مىكند : « مسند خط حمير است و با خط كنونى ما مغايرت دارد » و ابن نديم مىگويد : « شخص موثقى مىگويد كه از مشايخ اهل يمن شنيده است كه مىگفتند : حمير با مسند مىنوشت و آن بر خلاف اشكال الف باء و تا

--> ( 1 ) ابن خلدون ، العبر و ديوان المتبدأ و الخبر ، بيروت ، دار الكتاب اللبنانى ، 1956 م ، ج 1 ، ص 755 - 756 و نيز دربارهء اين نظريه بنگريد به : المزهر ، ج 4 ، ص 349 . ( 2 ) بنگريد به : حفنى ناصف ، ص 51 - 152 تاريخ الخط العربى ، چاپ اوّل ، سيوطى ، محمد طاهر كردى ، مكتبة الهلال ، 1939 م ، ص 40 ؛ حامد عبد القادر ، دفاع عن الابجدية و الحركات العربية ، بحثى كه در مجلهء « مجمع اللغة العربيه » كه در قاهره ، منتشر مىشد آمده است ، ج 2 ، سال 1960 م ، ص 8 ، امين مدنى ، العرب فى احقاب التاريخ ، قاهره ، دار المعارف 165 م ، ج 1 ، ص 217 .