غانم قدوري الحمد ( مترجم : يعقوب جعفرى )
14
رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى )
رسم الخط عثمانى ، دوم بيان موضع علماى سلف درباره دو موضوع : اوّل ، التزام آنها به رسم الخط عثمانى در كتابت مصاحف ، دوم ، موضع آنها در تفسير نشانههاى هجايى كه در رسم الخط عثمانى وجود دارد . در فصل چهارم ، رسم الخط عثمانى را از تمام جوانب آن ، به صورت يك بحث لغوى تحليلى ، بررسى كردهام . اين بحث شامل بررسى نگارش يك حرف و يك كلمه است ، از اين رو نخست علامتهاى حروف صامت را بررسى كرده ، آنگاه به علامتهاى حركتها ، پرداخته و علامت همزه را به صورت مستقلى بحث كردهام ، زيرا بيان اين حرف ، مشكلاتى داشت كه بحث و بررسى بيشترى را طلب مىكرد . همچنين كتابت عربى را ، در سطح كلمه ، بحث كرده و معناى آن را از لحاظ كتابت ، بيان داشتهام و نيز ، آنچه كه مربوط به مسأله است مانند فصل يا وصل كلمات معينى كه در رسم الخط عثمانى آمده و عواملى را كه در پيدايش آن دخالت داشته است ، بيان نمودهام . روايات و مصاحف خطى قديم و نقشهايى كه به عصر جاهلى و نيمه اوّل قرن اوّل هجرى مربوط مىشود ، بر اين مطلب تاكيد دارند كه كتابت عربى ، از هر نوع علامتى كه نشان دهنده حركتهاى كوتاه و يا تشخيص حروفى است كه شبيه يكديگرند ، خالى بوده و رسم الخط عثمانى هم ، بر همين سياق بوده است ، از اين رو فصل پنجم را به كوششهاى دانشمندان رسم و علوم عربى در تكميل رسم الخط عثمانى با نهادن علامتهاى خارجى ، اختصاص دادهام . آنان طى مراحل متعددى ، دست به اين كار زدهاند تا به سطحى رسيده است كه ما امروز ، در قرآنها مىبينيم و در كتابت مورد استفاده قرار مىدهيم . در فصل ششم ، رابطه ميان اداى كلمه و رسم آن را بررسى كرده و روشن ساختهام كه چگونه موافقت رسم ، يكى از شرايط قرائت صحيح است . همچنين شرايطى را كه اقتضا مىكند مخالفت الفاظى كه تلاوت آنها به وسيله نقل ثابت شده با رسم الخط جايز باشد ، بيان كردهام . البته اين از چيزهايى است كه به طبيعت كتابت باز مىگردد و روشن مىكند كه كتابت ، از اينكه نماينده دقيق نطق باشد قاصر است و اين نيز ، به طبيعت رسم الخط عثمانى مربوط مىشود . در نهايت به نظرم رسيد كه بررسى رسم الخط مصحف را ، با بحث ديگرى همراه كنم