محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
88
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
15 ) صاحب تفسير جزء تبارك در تفسير آيهء « رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَباراً / پروردگارا ، مرا و پدر و مادرم را و هر آن كس را كه مؤمن به خانهام در آيد و مردان مؤمن و زنان مؤمن را بيامرز و ستمكاران را جز نابودى ميفزاى » [ نوح / 28 ] . مىگويد كه نوح دعاى خويش را با دعا براى تمامى مردان و زنان مؤمن به پايان مىبرد كه اين موضوع به اين حقيقت اشارت دارد كه شمار مؤمنان بسى بيشتر از افراد خانوادهاش بودند كه در كشتى نجات يافتند ، بنابراين ، توفان سراسر زمين را فرو نگرفت و چه بسا در برخى نقاط دور دست آن زنان و مردان مؤمنى مىزيستند كه غرق نشدند ، همانان كه نوح ( ع ) در كنار خانوادهاش براى آنان نيز دعا كرد . « 1 » 16 ) گروهى از ايرانيان و هنديان - به روايت مورخان مسلمان - معتقدند كه توفان محدود به منطقهاى ويژه ( بابل و اطراف آن ) بوده و به آنان نرسيده است . چنان كه قدمت تاريخ آنان بسى بيشتر از زمانى است كه تورات براى توفان نوح مقرر مىدارد . و مدنيت و عمران و آبادانى آنان از ديرينترين نسلهاى تاريخ تا به امروز ادامه داشته است « 2 » . 17 ) از آثار بر جاى مانده - بدون هر گونه ترديدى - ثابت مىشود كه يك يا چند توفان ديگر نيز در عراق باستان در گرفته است ، از اين روى باستان شناسان و در رأس آنان سر ويليام ويلكوكس و سر لئونارد و ولى ، تقريبا اتفاق نظر دارند كه توفان نوح تمام زمين را فرو نگرفت ، بلكه توفان بزرگى بود كه وادى دجله و فرات را در نورديد و تمام مناطق قابل سكونت اين منطقه را از كوه تا دشت نابود كرد كه اين رخداد در نگاه ساكنان آن ديار - بويژه در آن دوران آغازين - چنان مىنمود كه تمام گيتى غرق شده است ، چنان كه برخى از باستان شناسان گسترهء نفوذ توفان را به درازاى حدود چهار صد ميل ( حوالى 650 كيلو متر ) و به پهناى يكصد ميل ( حدود 150 كيلو متر ) تخمين زدهاند كه البته اين ميزان براى فرو پوشاندن سراسر آن منطقه كافى بوده است چرا كه بالغ بر چهل هزار ميل مربع مىشود . ولى به رغم آنكه كسى نمىتواند زمان توفان را به طور يقينى برآورد كند ، امّا برخى زمان وقوع آن را تقريبا به سالهاى پايانى « روزگار جمرة نصر » ، يعنى پيش از آغاز شدن هزارهء سوم ق . م بر مىگردانند « 3 » .
--> ( 1 ) . عبد القادر مغربى ، تفسير جوء تبارك ، ص 143 . ( 2 ) . عبد الوهاب نجار ، قصص الانبياء ، ص 36 ؛ ابن كثير ، البداية و النهاية ، 1 / 118 ؛ ابن اثير ، پيشين ، 1 / 73 ؛ طبرى ، پيشين ، 1 / 192 . ( 3 ) . S . L . Woolley , ExcavationsAtUr , p . 36 ; Urofthechaldees , 1950 , p . 22 ; W . Keller , op . cit . , p . 50 - 15 ; نيز : محمد عبد القادر ، پيشين ، ص 95 ؛ عبد الحميد زايد ، الشرق الخالد ، ص 12 .