محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

73

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

بايد در اين مقام اين موضوع را يادآور شد كه ابن بطوطه مىگويد در كوفه مسجد كوچكى محصور در دايره‌اى از چوب ساج هست كه مىگويند همان جايى است كه تنور از آنجا براى اعلام وقوع توفان نوح ( ع ) فوران كرد . همچنين در پشت آن و بيرون از مسجد خانه‌اى قرار دارد كه مىپندارند آن خانهء نوح بوده است . همچنين روبه‌روى آن خانه‌اى قرار دارد كه مىپندارند عبادتگاه ادريس ( ع ) بوده است و در كنار آن فضايى متصل به ديوار پيشين قرار دارد كه از آن به محل ساختن كشتى نوح ( ع ) ياد مىكنند ، همچنين « استون لويد » ، از محققان بر جستهء آثار آشورى ، آورده است در كوفه و مسجد جامع كبير ، حجره‌اى در دل زمين به نام « السفينه » هست كه مسلمانان معتقدند كه كشتى نوح در آنجا پهلو گرفته است ، آنگاه مىگويد جايگاه آن بلنداى صخره‌اى بركه مانند بر ساحل « بحر القديم » بىترديد بهترين جايگاه پهلو گرفتن كشتى از بلندى كوه « آرارات » است . امّا دكتر محمد عبد القادر معتقد است كه اگر در نقشهء عراق درنگ كنيم ، پى خواهيم برد كه كوفه درست در ميان منطقه‌اى واقع است كه توفان در آنجا وقوع يافت ، همچنين گستره‌اش تقريبا از ابو حبه ( سيبار ) در شمال تا ابو شهرين ( اريدو ) در جنوب است همچنين نسبتا به قاره ( شورباك ) ياد شده در قصه سومرى ( كه روزگارى در كنار فرات قرار داشته ) نزديك است . امّا آن قصه متواتر دربارهء كوفه كه ابن بطوطه و ديگر سفرنامه نويسان آورده‌اند - گر چه در زمان نگارش قصه‌هاى سومرى واكدى قديم از آن آگاه نبودند - از پايهء درستى برخوردار است « 1 » . همچنين تاريخ نگاران اسلامى دربارهء شمار كشتى نشينان اختلاف نظر دارند ، برخى گفته‌اند كه شمار آنان هشتاد كس بود « 2 » . حال آنكه كسانى شمار آنان را هفتاد و دو كس دانسته‌اند و بنابر نظرى سوم آنان سيزده كس بودند و بر اساس نظر ديگرى ده كس ياد شده است ، گر چه برخى تعداد آنان را هشت كس نيز دانسته‌اند ( نوح ، همسرش ، سه فرزندش ، و زنانشان ) ، سرانجام گروهى ديگر معتقدند كه آنان هفت كس بودند « 3 » . اين اختلاف نظر دربارهء ميزان بالا آمدن آب بر بلندترين كوه روى زمين نيز وجود دارد ،

--> ( 1 ) . محمد عبد القادر ، پيشين ، ص 97 ؛ نيز : Seton Lioyd , Foundations in the Rust ) Pelican ( 1955 , p . 30 . ( 2 ) . ابن كثير ، البداية و النهاية ، 1 / 111 - 112 ؛ تفسير القرآن ، ص 255 ؛ قرطبى ، ص 3263 ؛ طبرى ، 1 / 187 - 189 ؛ واقدى ، 1 / 18 ؛ ابن اثير ، 1 / 70 . ( 3 ) . ابن كثير ، البداية و النهاية ، 1 / 112 ؛ طبرى ، 1 / 185 ؛ واقدى ، 1 / 17 ؛ ابن اثير ، 1 / 70 .