محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
70
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
نوح دعوت خويش را پى گرفت و آنان را شب و روز به پرستش خداوند يگانه فرا خواند ، امّا آن قوم : « جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً انگشتانشان را در گوشهاشان نهادند و جامههاشان را [ به خود ] پيچيدند و [ در كفر ] پاى مىفشردند و سخت تكبّر ورزيدند » [ نوح / 7 ] . زيرا بر آنان گران بود كه دعوتگر هدايت و علمدار يكتا پرستى يكى از آنان باشد و در امر فرمانروايى از آنان متمايز و برتر نباشد و يا غنا و ثروت بيشترى نداشته باشد ، همچنين كراهت داشتند كه به گروهى هدايت شدهء ضعيف بپيوندند . آن پيامبر بزرگوار هر چه در توان داشت به كار بست كه آن قوم به پروردگارشان ايمان آورند و از پرستش بتها دست بدارند ، تا اينكه اين وضع ديرى پاييد و نوح همواره در حق آنان خير خواهى مىكرد و آشكارا و پنهان آنان را پند و اندرز مىداد . با اين حال تعداد اندكى دعوت را پذيرفتند ، تا اينكه نوح از ناتوانى و ناچارى خويش به پروردگارش شكوه كرد و بر زبان آورد كه از سوى اين مردمان نادان چه ستم و خوارى به خود مىبيند ، تا اينكه خداوند او را مورد ندا قرار مىدهد : « از قوم تو ديگر كسى جز آنان كه گرويدهاند ، ايمان نخواهد آورد ، از آنچه آنان مىكنند نوميد مباش » [ هود / 36 ] . نوح نيز به درگاه الهى دعا مىكند : « رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً ، إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً / پروردگارا ، بر زمين هيچ كس از كافران را بر جاى مگذار ، چرا كه اگر آنان را باقى بگذارى ، بندگانت را گمراه كنند و جز بدكار و ناسپاس نزايند » [ نوح / 26 - 27 ] خداوند بلند مرتبهء توانا دعاى آن پيامبر بزرگوار را اجابت كرد و به او فرمان داد كه يك كشتى بسازد : « حَتَّى إِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ ، قُلْنَا احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ / [ حكايت چنين بود ] تا هنگامى كه حكم مادر رسيد و [ آب از ] تنور فوران كرد ، گفتيم : در آن [ كشتى ] از هر جنسى دو تن [ نر و ماده ] و خانواده است - مگر كسى كه قضاى [ الهى ] بر او پيش مقرر گشته است - و مؤمنان را برگير . و جز اندكى با او ايمان نياوردند » [ هود / 40 ] . بدينسان خداوند نوح و همراهانش را نجات داد و كافران قومش را نابود كرد : « وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ / و گفته شد : اى زمين ، آبت را فرو بر و اى آسمان [ بارانت را ] باز دار . و آب فرو نشانده شد و كار به انجام رسيد و [ كشتى ] بر [ كوه ] جودى پهلو گرفت و گفته شد : نفرين بر ستمكاران » [ هود / 44 ] . آنگاه خداوند به نوح فرمان داد : « اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَكاتٍ عَلَيْكَ وَ عَلى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ وَ