محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

44

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

كه به واسطهء همين كشتى از توفان رهايى يافتند ، مىتوان نام « آثرخاسيس / آترام خاسيس » را نيز از آن به دست آورد « 1 » . اينها مهم‌ترين روايات قصّه توفان در عراق باستان بودند و پيش از آنكه قصّه‌هاى سومرى و بابلى را با همديگر بسنجيم ، ميل دارم كه به اين حقيقت اشارتى بكنم كه در آرشيو « بوغاز كوى » ، پايتخت حيتىها به نسخه‌اى دست يافته‌اند كه قدمت آن به هزارهء دوّم ق . م بر مىگردد . از آن گذشته ترجمه‌اى از اين قصّه به زبان حيتى و ترجمه‌اى ديگر به زبان حورى نيز كه بر صفحه‌اى حورى نگاشته شده ، به دست آمده است . جيمز فريزر « 2 » ، بر اين باور است كه ويژگيهاى اساسى قصّهء سومرى توفان با آن قصّهء توفان كه در واقعه جلجاميش بيان شده ، همخوانى دارد و تفاوت آن دو در طولانى بودن و كثرت رخدادهاى وقوع يافته در اسطورهء جلجاميش است ، چرا كه در هر دو قصّه خداى بزرگ چنين مقرّر داشته كه جنس بشر از راه غرقه شدن زمين در آب باران فرو باريده از آسمان نابود شود ، و در هر دو قصّه خدايى ديگر مردى را از پيدايى چنين مصيبتى بر حذر داشته و او و همراهانش را از طريق ساختن يك كشتى رهايى بخشيده است ، همچنين در هر دو قصّه اوج خروش آب در روز هفتم اتفاق افتاده است و سرانجام اينكه در هر دو داستان پس از فرو نشستن توفان آن انسان براى خدايان قربانى عرضه داشته و پس از آن خدايان او را به جوار خويش بالا برده‌اند . امّا تنها اختلاف جوهرى ميان اين دو روايت در نام قهرمان داستان خود را مىنماياند كه در روايت سومرى « زيوسودرا » و در روايت سامى همان « اتنا بيشتم » يا « آثرخاسيس » است . 3 . قصّه يهودى توفان به روايت تورات اين قصّه در اصحاح‌هاى ششم تا نهم سفر پيدايش وارد شده كه رخدادهايش به تصوير نصّ عربى تورات به ترتيب زير است : « شمار مردم روى زمين رو به فزونى مىنهاد و زنان دختر مىزاييدند ، آنجا بود كه پسران خدا ، دختران مردم را زيبا يافتند ، از اين روى از آن ميان كسانى را به زنى گرفتند و ديرى نپاييد

--> ( 1 ) . پيشين ؛ نيز : E . Soilberger , The Flood , p . 24 F . ( 2 ) . جيمز فريزر ، ص 105 .