محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
30
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
. . . به زودى فرمانروايى و حكومتش به پايان مىرسد . . . ( آنگاه تقريبا چهل سطر از بين رفته است ) . تندباد با تمام نيرو هر چه تندتر و خشنتر خروشيد ، و پس از آن توفان از آن سرزمين « 1 » چيزى بر جاى نگذارد و از خروش تندبادها آن كشتى بزرگ بر امواج بزرگ آبها شتابان در حركت بود و « أوتو » كه آسمان و زمين را روشن مىكرد ، بر آمد و زيوسودرا پنجرهء كشتى بزرگ را گشود و « اوتو » ى قهرمان ، اشعهء خود را در آن كشتى تابانيد و زيوسودراى پادشاه در برابر « اوتو » ى عظيم سر به سجده گذارد ، و در همان زمان توفان پرستشگاهها را به تاراج برد و پادشاه يك گاو و يك گوسفند قربانى كرد . . . ( حدود سى و نه سطر از بين رفته است ) . تو با آسمان و نسيم زمين - به راستى - سخن مىگفتى . . . و او از آن محنت روان مىشد . . . و آنو و انليل نسيم آسمان و نسيم زمين را ندا دادند و او خويشتن را گسترد . . . آنگاه بود كه رستنىهاى زمين [ هر چه زيباتر ] شكفته شدند و زيوسودرا در برابر آنو و انليل سجده كرده و آنو و انليل از زيوسودرا خشنود شدند ، همان پادشاهى كه نام هر چه رستنى و نسل بشر را پاس داشت . و آنان او را در سرزمين دلمون ، ( الأرض العبور ) مسكن دادند ، همانجا كه بر آمد آفتاب بود . . . ؛ امّا بقيهء لوح ( سى و نه سطر ) در هم شكسته است ، از اين روى نمىدانيم كه پس از آن چه بر سر زيوسودرا آمده است . امّا بايد معلوم داشت كه واقعا سرزمين « دلمون » كجاست ؟ دانشمندان دربارهء تعيين جايگاه سرزمين سومرى « دلمون » اختلاف نظر دارند ، برخى معتقدند كه در جهت جنوب غربى سرزمينهاى فارس ( بخش شرقى ساحل خليج فارس ) واقع است « 2 » . امّا گروهى ديگر معتقدند كه همان منطقهء درّه سند است « 3 » . برخى هم بر اين باورند كه دلمون سومرى همان دشتهاى عراق و واقع در جنوب غرب بابل است « 4 » ، حال آنكه برخى ديگر قائل بر آنند كه همان بخش شرقى جزيرة العرب ، يعنى ميان « مجان » و « بيت بنسانو » است « 5 » . امّا بيشتر محققان بر اين باورند كه جايگاه دلمون ، همان جزيرهء بحرين كنونى و يا جزيرهء بحرين و ساحل رو به روى آن است « 6 » .
--> ( 1 ) . سرزمين سومر ( ANET . p . 43 ) . ( 2 ) . S . N . Kramer , " Dilmun . The land of theLiving " , BASOR , 96 , 1944 , p . 18 - 28 . ( 3 ) . S . N . Kramer , The Indus Civilization and Dilmun , The Sumerian paradis land Expedition , Philadelphia , 1967 , p . 45 . ( 4 ) . جان الدر ، الأحجار تتكلّم ( ترجمهء عزّت زكى ) ص 30 . ( 5 ) . F . Hommel , Grundriss , I , S . 250 . ( 6 ) . P . B . Cornwell , " On the location of dilmun " , BASOR , 103 , 1946 , p . 3 - 11 ; J . Finegan , op - cit , p . 32 .