محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

21

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

اهل نفاق در حضور پيامبر اكرم ( ص ) اظهار ايمان مىكردند و كفر خويش را پنهان مىداشتند و آن حضرت اين را نمىدانست تا اينكه خداوند متعال او را آگاه كرد ، امّا اينكه مىفرمايد : « لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ » يعنى وى از زمرهء كسانى نخواهد بود كه به آنان وعدهء نجات داده‌ايم يعنى همان مؤمنان راستين در پنهان و آشكار « 1 » . در نگاه طبرى ، درست‌ترين نظر در اين باره آن است كه آيه را چنين تأويل كنيم كه او از زمرهء آن خاندانت نيست كه رهايى آنان را به تو وعده داده‌ايم چرا كه او مخالف دين تو و منكر من است . و او در واقع پسرش بوده ، چرا كه خداوند متعال به پيامبرش ، محمد ( ص ) خبر داده كه وى پسر نوح بوده است و مىفرمايد : « وَ نادى نُوحٌ ابْنَهُ » هرگز روا نيست كه خداوند او را پسرش بداند و در واقع چنين نباشد ، همچنين عبارت « إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ » دليل آن نيست كه او پسرش نبوده ، چرا كه احتمال دو معنى پيش گفته درباره‌اش مىرود . همچنين مىتوان چنين تأويل كرد كه وى اهل دين تو نيست و كلمهء دين در عبارت حذف شده باشد ، چنان كه در عبارت « وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيها » شاهد چنين حذفى هستيم « 2 » .

--> ( 1 ) . تفسير نسفى ، 2 / 191 - 192 . ( 2 ) . تفسير طبرى ، 15 / 347 .