محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
182
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
98 ؛ انبياء / 87 - 88 ؛ صافات / 139 - 148 ؛ قلم / 48 ) . همچنين در احاديث معصوم ( مولى و سرور ما ، محمد ( ص ) ، نيز بر آن تأكيد گذارده شده كه پيش از اين به آن پرداختيم « 1 » . يعنى داستان حضرت يونس و ماهى يك داستان حقيقى تاريخى است ، چرا كه در اعتقاد و باور قطعى ما اين داستان معجزهء يك پيامبر را به نمايش مىگذارد ، و چنان كه مىدانيم معجزه عبارت از امورى است كه به اذن و قدرت الهى انجام مىپذيرد و مردم از آوردن مانند آن ناتوانند و هرگز نمىتوانند به همانند آن دست يابند و فقط در مقام تحدّى ( مبارزه جويى ) و اعجاز در ميان مىآيد ، بنا بر اين حكايت ماهى نيز مانند ديگر معجزههاى پيامبران و به اذن و فرمان الهى است و كسى جز خداوند به چنين كارى توانا نيست و هيچ پيامبرى را نيز در اين امور خارق العاده كه شگفتى مردم را بر مىانگيزد و آدميان مقهور آن مىشوند ، دستى نيست ، و دلايل درست بسيارى در دست است كه بيان مىدارد ، آنچه از آنان سر زده ، از جانب خداوند بوده و آنان فقط آن را به مردم رساندهاند « 2 » . و معجزهء ماهى ( حوت ) نيز كه در حق حضرت يونس ( يونان ) ، عليه السلام ، چنان اتفاق افتاد كه پيش از اين ديديم ، از همين نوع است .
--> ( 1 ) . روح المعانى ، 17 / 85 ؛ تفسير نسفى ، 3 / 87 ؛ تفسير فخر رازى ، 22 / 216 ؛ تفسير طبرى ، 17 / 82 ؛ تفسير ابن كثير ، 3 / 308 ؛ مسند احمد ، 1 / 170 ؛ تحفة الاحوذى ، 9 / 479 . ( 2 ) . محمد صادق عرجون ، معجزات الانبياء بين العقل و العلم ، ص 2 ؛ دربارهء معجزه و شرط آن - تفسير قرطبى ، ص 70 - 72 .