محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
150
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
استاد باقورى مىگويد : نخستين مطلبى كه بايد دربارهء اين آيهء كريمه گفته شود ، آن است كه در اين حقيقت هيچ ترديدى نيست كه او به قدرت خداوند در زنده گردانيدن مردگان ايمان داشت ، ايمانى كه هرگز بر آن غبار شك و وهم نمىنشيند ، بلكه بهر آن چنين درخواستى را در ميان آورد كه بر ايمان خويش بيفزايد و يقين خود را دو چندان كند ، در نتيجه خداوند متعال نيز نمونهاى حسّى براى او در ميان آورد تا بدين وسيله هيئت زنده گردانيدن مردگان را به روشنى بنماياند ، چرا كه معانى مجرد را اگر در هيئتى بنمايانند كه حواس توان درك آن را داشته باشد ، هر چه روشنتر و كاملتر مىنمايد . با تدبّر در كتاب الهى ، در مقام ارائه دليل معلوم مىشود كه همواره معناى مجرد را در قالبى از صورت حسّى بيان مىكند تا مگر ايمان مؤمن به آن افزونتر شود و همچنين مسير راهيابى فرد بىايمان نيز روشنتر و هموارتر گردد ، چنين شيوهاى در آيات قرآن كريم به گونهاى پراكنده [ و فراوان است ] كه ملاحظهء آن بر جويندگانش دشوار نيست ، از آن جمله خداوند متعال در سورهء رعد مىفرمايد : « لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ إِلَّا كَباسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْماءِ لِيَبْلُغَ فاهُ وَ ما هُوَ بِبالِغِهِ / دعاى راستين او راست و كسانى را كه به جاى او [ به فرياد ] مىخوانند ، به هيچ وجه [ دعا ] شان را اجابت نمىكنند ، مگر مانند كسى كه گشايندهء دو دست خويش به سوى آب است تا به دهانش برسد و آن [ آب هرگز ] به آن [ دهان ] نخواهد رسيد » [ رعد / 14 ] . معناى مجرد مورد اشارت در اين آيه بيان تضرع كسانى است كه كافران آنان را ، سواى خداوند ، دوست و ولى خويش برگزيدهاند ، همانان كه براى خويشتن قادر به جلب منفعت و دفع زيانى نيستند . اما تصوير حسى اين صورت معنوى چنين است كه : مثل اين كافران در درخواست از خدايانشان همچون مثل كسى است كه دستانش را به سوى آب گشوده و از آن مىخواهد كه به دهانش برسد ، امّا آب نمىتواند حال شخص دست گشوده براى دريافت آب را دريابد و نمىتواند خواست او را برآورده سازد و به دهانش برسد و تفاوت اين دو معنى ( معناى مذكور مجرد و معنايى كه چنان ياد مىشود كه با حس قابل ور باشد ) همين است . ابراهيم ( ع ) نيز خواستار صورتى حسّى بود كه در بر دارندهء معناى مجرد ايمان به قدرت خداوند در زنده گردانيدن مردگان باشد ، و خداوند نيز همين خواستهاش را بر آورده ساخت ، نه براى اينكه نهال ايمان را از ابتدا در دل و جان او غرس كند ، زيرا بدون شك ايمانش بر جاى بود بلكه بر ميزان ايمانش بيفزايد ، چرا كه بىترديد او به اين موضوع ايمان داشت و مىخواست كه بر قوّت و استوارى آن بيفزايد ، و از آن روى كه صورت حسّى را مىتوان به چشم ظاهر