محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

131

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

بلكه به آنها دلبستگى داشتند و مراد از آن پايبندى معنوى است و نه زمانى ، و او چنين وابستگى را پست و پوچ مىشمرد ، و با تصويرى كه از آنان ارائه مىداد در حالى كه براى هميشه و تا ابد زانوى حقارت در برابر اين تمثالها زده‌اند ، اين وابستگى را نكوهش مىكرد . امّا پاسخ و برهانشان اين بود كه : « قالُوا وَجَدْنا آباءَنا لَها عابِدِينَ / البته چنين پاسخى تنها بر تحجر عقلى و روحى جاى گرفته در كالبدهاى مردهء تقليد در رويارويى با آزادگى ايمان دلالت مىكند ، همچنين معلوم مىدارد كه در برابر انديشه و تدبر آزاد و ارزيابى چيزها و اوضاع با در نظر گرفتن ارزش راستين و نه تقليدى آنها ، به چنين خشك انديشى روى آورده بودند ، بنابراين ايمان به خداوند موجب جدايى و رها شدن از قداست‌هاى پندارى و تقليدى و ميراث خشك انديشانه‌اى است كه بر هيچ دليلى استوار نيست ، چنان كه مىفرمايد : « لَقَدْ كُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ » چرا كه صرف پرستش نياكان نمىتواند به اين تمثال‌ها چنان ارزشى بدهد كه سزاوار آن نبودند ، و يا چندان قداستى بدانها ارزانى دارد كه لياقت آن را نداشتند ، زيرا خاستگاه ارزشها تقليد و تقديس پدران نيست ، بلكه سرچشمهء آن ارزيابى آزادانه و بى قيد و شرط است . وقتى ابراهيم ( ع ) با چنين رويكردى ( ارزيابى بى قيد و شرط و صراحت حكم ) با آنان مواجه شد ، از او پرسيدند : « قالُوا أَ جِئْتَنا بِالْحَقِّ أَمْ أَنْتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ » . اين پرسش از كسى سر مىزند كه از باورى نا استوار برخوردار است و هرگز به آن مطمئن نيست ، چرا كه آن باور را با تأمل و تحقيق و انديشه به دست نياورده ، بلكه تنها به تأثير وهم و تقليد ، انديشه و روحش از كار باز مانده و نمىداند كدامين سخن حق است ، از ديگر سوى پرستش - نه بر وهم آشفتهء نامستند به دليل - بلكه بايد بر يقين استوار باشد و اين همان سر گشتگى است كه كسانى گرفتار آن مىگردند كه به توحيد ناب و روشن و جاى گرفته در خرد و وجدان باور ندارند . امّا خليل [ خداى ] رحمان به پروردگار خويش يقين و اطمينان داشت و او را به درستى مىشناخت و خدايش در انديشه و فكرش نمود يافته بود ، چنان كه به عنوان مؤمنى مطمئن به ايمان خويش مىگويد : « قالَ بَلْ رَبُّكُمْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَ أَنَا عَلى ذلِكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ » ، يعنى او خدايى يگانه و خداى آسمانها و زمين است كه ربوبيتش از خالق بودنش ناشى مىشود ، چرا كه ربوبيت و خالقيت دو وصف جدايى ناپذيرند ، البته چنين باورى استوار و ناب است ، نه همچون باور مشركان كه در همان زمانى كه اقرار دارند خداوند خالق است و آن خدايان / بت‌ها چيزى نمىآفرينند ، براى آنها ربوبيت قائل مىشوند ، آنگاه ديده و