محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
87
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
داشتهاند و از غرب تا مرزهاى شرقى مصر مىرسيدهاند و كوه سعير ، شهر پترا و زمينهاى مدين و ادوم را نيز در برمىگرفتهاند و از سوى جغرافى دانان بابلى ، مصر يا موصرى خوانده مىشدهاند . از ديدگاه « وينكلر » گزارشهاى اصلى اسرائيلى ، آنگاه كه از اقامت پدران پيشين به ويژه موسى در « مصرايم » سخن مىگويند ، منظورشان همان روزگارانى است كه پدران پيشين اسرائيلىها در صحراى جنوب فلسطين مىزيستهاند . بعدها مردم كنعان كمكم چراگاههاى جنوبى و نيز خود مصر را كه نسبت به آنان در آن سوى صحرا جاى داشته است ، « مصرايم » خواندهاند . يكى از پشتوانههاى اين پندار ، مىتواند اين باشد كه درهاى در نزديكى « غزّه » ( در فاصلهء سه روزه از مرزهاى مصرى ) ، « نهر مصرايم » نام دارد . بر اين پايهها دور نيست كه نام « مصرايم » در پارهاى از متون عبرى ، نه به معنى نام خود مصر ، كه به معنى صحراى پيوسته بدان باشد . « 1 » اما اين راى و رويكرد پيچيدگىها و پرسشهاى دشوارى پيش روى داريد كه راه را بر پذيرش آن مىبندد : يكم : اين كه گزارشهاى اسرائيلى تنها گوياى اقامت موقت بنى اسرائيل در « مصرايم » نيستند ، بلكه گوياى اين نيز هستند كه مصريان پدران پيشين آنان را به بردگى و بيگارى مىگرفتهاند . « 2 » و پذيرفتنى هم نيست كه بگويم عبرانيان از بردگى خود در دست مصريان بدين سبب سخن گفتهاند كه بتوانند خدايى كه آنان را از بردگى و بيگارى رها ساخت ، ستايش و ثنا كنند . « 3 » دوم اين كه مصر هر چند سند مستقيمى كه نشانگر بودن عبرانيان در آن جا باشد ، پيش روى ما نمىگذارد ، اما نشانههاى ديگرى به دست مىدهد كه آمدن ، ماندن و بيرون رفتن آنان را آشكارا پذيرفتنى مىسازد ؛ چرا كه ميان زندگى در مصر آن چنان كه از آثار و سنگ نوشتهها برمىآيد ، با آنچه گزارشهاى اسرائيلى دربارهء اين سرزمين مىگويند ، پيوندهاى آشكار و گوناگونى ديده مىشود . « 4 » براى نمونه آنچه دربارهء شيوهء زندگى در « جوشن » و نيز
--> ( 1 ) . حسن محمود ، همان ، 350 ، ، ويلز ، معالم تاريخ الانسانية ، 2 / 286 ( ترجمهء عبد العزيز جاويد ) ؛ محمد غربى ، مجلة الهلال ، ژوئن ، 1971 ، ص 65 ؛ نيز بنگريد به مدخل " Exodus " در Jewish Encyclopidia ؛ نيز : H . Winckler , " Musri , meluhha , Main " , MVG , Vol . I , Berlin , 1898 . ( 2 ) . سفر خروج ، 1 : 11 - 15 ، 5 : 7 - 22 ( مترجم ) . ( 3 ) . A . Lods , op - cit , p . 169 . ( 4 ) . G . E . Wright , Biblieal Archaology ، 1956 ، p . 534 F , J . Finegan , op - cit , p . 134 .