محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

79

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

كاروانيانى كه با آن‌ها آمديم ، پرس و جو كند » . « 1 » كه چه ، جز آنان ، كاروان‌هاى بسيار زياد ديگرى نيز در خشك‌سالىها براى گرفتن زاد و توشه به مصر رفت و آمد داشته‌اند ، اما يعقوب دربارهء سخنان پسران ، به هيچ پرس و جويى نياز نديد و چنين كارى نكرد ، بلكه رو به خدا كرد و زبان به دعا و زارى گشود و سپس به پسران گفت : « بلكه نفس‌هاى شما كارى را در چشمتان آراسته است ، پس صبرى نيكو [ بايدم ] ، باشد كه خداوند همه‌شان را به من باز آورد ، كه او داناى فرزانه است » . « 2 » سپس از آنان روى برگرداند و بر داغ دورى تك‌تك پسران گريست ، اما داغ نخستين بس ريشه‌دارتر بود و اينك اين داغ آن را جگرسوزتر و جان‌گذارتر ساخته بود و با اشك و آه گفت : [ دريغا ، اندوه‌ها ] ، افسوسا از [ دورى ] ، يوسف ؛ و چشمانش از اندوه سپيد ( - نابينا ) گشت و [ و با اين همه ] خشم و اندوه خويش را فرو خورد [ و به پسران تندى نكرد ] . « 3 » اما پسران چنان دچار رشك و كينه بودند كه دل بر پدر نسوزاندند و اندوه و افسوس جان‌گزاى پدر - اندوه و افسوسى كه ساليان دراز آن را فرو خورده بود - بر دل سخت پسران آن اندازه كار نكرد كه او را دلدارى دهند و با او همدردى كنند . بلكه داغى بر داغ او افزودند و تا آخرين پرتو اميد را در دل او خاموش كنند : « گفتند : به خدا سوگند كه تو آنقدر يوسف را ياد مىكنى تا كه فرسوده گردى يا بميرى » « 4 » و پاسخ او تنها همين است كه دست از او بردارند و او را به خداى خودش بسپارند كه او به هيچ كس از بندگان شكوه نمىگويد و گله‌گزارى نمىكنند و اميدى كه به خدا دارد ، جداى از اميد ديگران است و چيزهايى از حقايق امور مىداند كه ديگران نمىدانند . سپس آنان را به جست و جوى يوسف و برادرش مىانگيزد و از آنان مىخواهد كه در بازيافت آن دو از مهربانى خدا نوميد نباشند كه او بسيار مهربان و بنده‌نواز است و همواره بايد چشم به راه كارگشايىهاى او بود . « 5 » بارى ، برادران باز باروبنه و اسباب سفر را بستند و براى سومين بار به مصر رفتند ، در حالى كه بلا و بيچارگى بر جانشان چنگ انداخته بود و زندگيشان را به تلخى آلوده بود و از همه

--> ( 1 ) . « وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيها وَ الْعِيرَ الَّتِي أَقْبَلْنا فِيها وَ إِنَّا لَصادِقُونَ » ( سورهء يوسف ، آيهء 82 ) . ( 2 ) . قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ( سورهء يوسف ، آيهء 83 ) . ( 3 ) . « وَ قالَ يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ » ( سورهء يوسف ، آيهء 84 ) . ( 4 ) . « قالُوا تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكِينَ » ( سورهء يوسف ، آيهء 85 ) . ( 5 ) . فى ظلال القرآن ، 4 / 2025 - 2026 .