محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

44

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

نخستين درخواست كه آخرين درخواست او بوده است و چه بسا اگر كام‌خواهى زنانه ، او را ناگزير نساخته بود ، تن به چنين درخواست بىپرده‌اى نمىداد . اينكه يوسف سال‌ها در خانهء او مىباليده و روز به روز برازنده‌تر و مردتر مىشده است و در همين حال ، حسّ و هوس‌هاى زنانهء او نيز [ كه از نزديك يوسف را مىديده و در دسترس داشته ] بيشتر مىشكفته است ، بىگمان اينها همه او را وامىداشته كه پيش از اين درخواست آشكار و گستاخ براى به دام انداختن يوسف ، بارها از شيوه‌هايى پوشيده‌تر و نرم‌تر يارى جويد [ و با شرم و مهربانى و ناز و غمزه ، دل‌برىها ، طنازىها و فريبندگىها كند و سرانجام روزى كه كاسهء كام‌جويىاش لبريز شود ، درها را ببندد و گستاخ و بىپرده او را به خود بخواند ] و يوسف نيز چنان پاسخ سنجيده و مردانه‌اى به دو بدهد كه : « پناه بر خدا ! شوهر تو سرور من است و مرا گرامى داشته است ، آرى ستمگران رستگارى ندارند . » و متن قرآن در اينجا آشكار و محكم و بيانگر اين است كه پاسخ مستقيم يوسف به اين كام‌خواهى بىپرده ، « نه » ، بوده است ، « نه » اى كه با يادآورى نعمت خداوند بر او و در نظرگرفتن حد و مرز الهى و كيفر كسى كه از آن قدم فراتر گذارد ، همراه بوده است ، و به هيچ روى چنان نبوده كه برخى پنداشته‌اند كه چون زن عزيز درها را بست و با واژگانى فريبنده و دلبرانه - كه قرآن كريم به جاى آنها تعبير عفيف و زيباى « هيت لك » را آورده - گستاخ و بىپرده يوسف را به كام‌رانى با خود فراخواند ، يوسف در آغاز به خواستهء او روى خوش نشان داد و سپس با ديدن نشانى خدايى به خود آمد ، پشيمان شد و دست باز كشيد . « 1 » در اينجا نكتهء نظرگيرى كه چشم مفسران ديروز و امروز را به خود دوخته است و گفت‌وگوهاى بسيارى را برانگيخته است ، همين نشان خدايى و برهان رب است كه در اين آيه از آن ياد شده است : « آن زن آهنگ يوسف كرد و يوسف نيز اگر آن نشان خدايى را نمىديد ، آهنگ آن زن مىكرد » . در اين‌باره مفسران ساده‌انديشى كه بيش از هر چيز شيفتهء گزارش‌هاى برساخته و اسرائيليات هستند ، كتاب‌هاى خويش را از افسانه‌هايى انباشته كه چهره‌اى بس نازيبنده و ناسزا از يوسف پاك و پيراسته پيش چشم خواننده مىگذارد . به پندار اين افسانه‌ها حس و هواى هوس رانى و هرزه‌كارى چنان در يوسف به جوش و خروش آمده بود و او را چنان دلبردهء كام‌جويى و ديوانهء هم‌خوابى ساخته بود كه خداوند براى پرهيز دادن او هر نشانى

--> ( 1 ) . فى ظلال القرآن ، 4 / 1980 .