محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

363

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

مىخواهى بر ما سرورى نيز بكنى ، ما را به زمينى كه به شير و شهد جارى باشد نبردى و چيزى از كشتزارها و تاكستان‌ها به ما ندادى ، كه هيچ ، مىخواهى چشمان اين مردم را درآورى ، ما نمىآييم » . « 1 » و شايد راز اين شورش‌هاى چندگانهء اسرائيليان بر ضد موسى و هارون همين باشد كه آنان از پى سال‌ها بيابان گردى ، ديگر از اين شيوه زندگى به تنگ آمده بودند و در پى يافتن زندگى بهتر و آسان‌ترى بودند ، و اينك كه نمىتوانستند به مصر بازگردند ، خواب سرزمينى را مىديدند كه چون مصر به شير و شهد جارى باشد . از اين روى تا بهانه‌اى مىيافتند با كسانى كه آنان را به اين زندگى كشانده بودند درمىافتادند و بر آنها مىشوريدند . « 2 » به هر روى شورش با نابودى سركردگان آن ، فرو خوابيد ، چرا كه به گزارش تورات : « زمين دهان باز كرد و سركردگان شورش را با خانه و زندگى و وابستگان آنها فرو برد ، و آتشى از سوى خدا زبانه كشيد و آن دويست و پنجاه تن را نيز فرو سوزاند . و وبايى سخت در ديگر اسرائيليان درافتاد و شمار انبوهى از آنان ، چهارده هزار و هفتصد تن را به كام نابودى كشاند و نزديك بود همه را از بن براندازد كه موسى ، پسر هارون را فرمان داد تا براى كفارهء گناهان آنان بخور بسوزاند و چون او چنين كرد ، خداوند و با را از آنان بازگرفت . » « 3 » اما بنى اسرائيل به شورش قورح بسنده نكردند و چندى نگذشت كه سر به شورشى تازه بر ضد موسى برداشتند ، و اين بار دامنهء شورش چنان گسترده شد كه ذات بلند مرتبهء خدا را نيز فراگرفت . از تورات بشنويم : « و قوم بر خدا و موسى شكايت آورده ، گفتند : چرا ما را از مصر بيرون آورديد تا در اين بيابان بميريم ، زيرا كه نان نيست و آب هم نيست ، و دل ما از اين خوراكىهاى پست ( منّ و سلوى ) سير شده و به تنگ آمده است ، و خداوند به كيفر اين گستاخى و شورش ، مارهايى آتشين بر آنان فرستاد و شمار فراوانى از آنان به نيش اين مارها ، جان باختند ، ناگزير نزد موسى آمدند و زبان به پوزش گشودند و گفتند : ما گناه كرديم كه بر تو و خداوند شكوه آورديم ، از خدا بخواه تا مارها را از ما بردارد و موسى دعا كرد و خداوند موسى را فرمان داد كه مار آتشينى بسازد و آن را بر نيزه‌اى برافرازد تا هر گاه مارگزيده‌اى به آن نگاه كند ، زنده ماند . موسى نيز چنين كرد و مار برنجينى ساخت و بر نيزه‌اى برافراشت و هر مارگزيده بدان نگاه مىكرد ، زنده مىماند . « 4 »

--> ( 1 ) . سفر اعداد ، 16 : 1 - 14 . ( 2 ) . نجيب ميخائيل ، همان ، 222 . ( 3 ) . سفر اعداد ، 16 : 32 - 50 . ( 4 ) . جاى شگفتى است كه مورخ بزرگى چون « بريستد » مىگويد : پاره‌اى از كارها و شيوه‌هاى موسى