محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
347
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
به روايتى ديگر چون كشتار به درازا كشيد و شمار كشتهها انبوه شد و به هفتاد هزار تن رسيد ، موسى و هارون كه ديدند چيزى نمانده تا همهء اسرائيليان نابود شوند ، دست به دعا برداشتند و گفتند : خدايا اسرائيليان را نابود كردى ، اين بازماندهها را در گذار و نگاه دار و اينجا بود كه فرمان آمد تا دست از كشتار بازدارند ، كشتهشدهها شهيد شمرده شدند و زندهماندهها بخشوده گشتند ، چنان كه در آيه خوانديم : « پس شما را بخشيد كه او بخشايندهاى مهربان است » . در يك گزارش نيز آمده كه چون خداوند فرمان داد همديگر را بكشند ، موسى فرمان خدا را بدانان رساند ، آنان كه گوساله پرستيده بودند نشستند و آنان كه نپرستيده بودند ، خنجر به دست ايستادند ، تاريكى سختى آنان را فرا گرفت و آنان در تاريكى به كشتن همديگر دست يازيدند و چون تاريكى از ميان رفت ، آشكار شد كه هفتاد هزار تن كشته شدهاند . و به اين گونه توبهء همگان چه كشتهشدهها ، و چه زندهماندهها پذيرفته شد . « 1 » البته برخى مفسران گفتهاند كه اين توبه با توسل يا بريدن از شهوات انجام شد نه با كشتن . 5 . درخواست ديدار آشكار خداوند درخواست ديدن خدا نيز گونهء ديگرى از دينگردانى و كافرپيشگى اسرائيليان بود ، مردمى كه هر چند خداوند نشانههاى پياپى و آشكارى براى آنان فرستاده بود و داد و دهشهاى فراوانى از ايشان كرده بود ، با اين همه موسى از آنان جز ناسپاسى و آزار و آسيب ، چيزى نديد ، تازه از دريا بيرون آمده بودند كه به بتپرستان برخوردند و از موسى خواستند تا خدايى چون بت - خدايان آنان برايشان بياورد ، گويا اين پروردگارشان نبود كه دريا را براى آنان شكافت و از آزار مصريان رهاشان ساخت ، و هنوز چند روزى نگذشته بود كه دوباره به بهانهء نداشتن آب شيرين و خوراكهاى پس ماندهء مصريان كه در مصر مىخوردند ، بهانه گرفتن آغاز كردند ، و ديرى نپاييد كه باز خدا را فراموش كردند و به گوسالهپرستى - كه در مصر بدان خو گرفته بودند - روى آوردند . و بدينگونه همواره هم خود را به رنج افكندند و هم پيامبر خدا ، موسى را آزردند ، و با اين كه رهايىشان از چنگ مصريان را وامدار او بودند ، فرمان او را مىشكستند
--> ( 1 ) . بنگريد به : تفسير طبرى ، 1 / 285 - 288 ؛ تاريخ طبرى ، 1 / 424 ؛ مختصر التفسير ابن كثير ، 1 / 64 - 65 ؛ البداية و النهاية ، 1 / 288 ؛ تفسير خازن ، 1 / 62 ؛ تفسير نسفى ، 1 / 48 - 49 ؛ تفسير ابى سعود ، 1 / 175 - 176 ؛ تفسير بغوى 1 / 62 ؛ الكامل ابن اثير ، 1 / 108 ؛ نيز بسنجيد با : سفر خروج ، 32 : 22 - 29 .