محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
328
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
رهانندهء آنان آشكار شده بود ، پيش چشمشان بود ؛ هنوز خروش امواج دريا كه دشمنانشان را به كام كشيد ، در گوششان بود كه در راه ، همين كه گروهى بتپرست را ديدند كه بتهاى خويش را كه در پيكرهء گاو و . . . بودند ، سپاس و سلام مىگفتند . از موسى - پيامبر بزرگ خدا ، پيامآور توحيد و يكتاپرستى ، هم او كه آنان را از ستم فرعونيان رهانيده بود و به نام خدا و يگانه پرستى از مصر بيرون آورده بود - خواستند تا براى آنان نيز چنان بتهايى بياورد و موسى كه آن گونه ديد ، براى خدا به خشم آمد و بر سر آنان كه چنين درخواست ناروايى كرده بودند ، فرياد زد : « راستى كه شما مردمى نادانيد » . سپس خشم و غيرت او از ناسپاسى مردمى كه به اين زودى خدا و يارىهاى او را از ياد بردهاند ، افزونى گفت و غيرتمندانه گفت : آيا جز خداوند ، خدايى براى شما برگزينم ، با آن كه اوست كه شما را بر جهانيان برترى داده است [ و بر فرعونيان پيروزى بخشيده است ] . گفتنى است كه « برترى بخشيدن اسرائيليان بر جهانيان » كه در اين آيه آمده ، چنان كه همهء مفسران گفتهاند ، مقصود جهانيانى است كه در همان روزگار مىزيستهاند ، نه در همهء روزگاران ، چرا كه برترين امتها ، چنان كه آشكارا در اين آيه آمده است ، پيروان پيامبر اسلاماند : « شما بهترين امتى هستيد كه در ميان مردم پديد آمده است » . برترى آنان در روزگار خودشان بر ديگر مردمان نيز ، تنها از اين بود كه آنان در ميان مردمان مشرك آن روزگاران ، دين درست يكتاپرستى را كه موسى آورده بود ، برگزيده بودند . چرا كه هيچ برترى و فضيلتى از يكتاپرستى فراتر و برتر نيست ، و شگفتا كه آنان كه با پيروى از موسى ، برترين مردم روزگار خود شده بودند ، اين نعمت بزرگ را از ياد بردند و از موسى خواستند ، بتهايى براى آنان بياورد . « 1 » 2 . سركشى بنى اسرائيل براى آب و خوراك بيش از سه روز از شكافتن دريا - اين معجزهء شگفت خدايى - و رهايى اسرائيليان نمىگذشت كه آنان به شورهزارى رسيدند و چون آب كم و ناگوار بود ، زبان به بهانهگيرى گشودند ، به گزارش تورات : « موسى اسرائيل را از بحر قلزم كوچانيد ، و به صحراى شور آمدند و سه روز در صحرا مىرفتند و آب نيافتند ، پس به مارّه رسيدند و از آب مارّه نتوانستند نوشيد ، زيرا كه تلخ بود و از اين سبب آن را مارّه ناميدند و قوم بر موسى شكايت كرده ، گفتند :
--> ( 1 ) . فى ظلال القرآن ، 3 / 1365 - 1367 ؛ مختصر تفسير ابن كثير ، 1 / 62 ؛ تفسير نسفى ، 2 / 74 .