محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

325

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

گاوى را بكشيد ، گفتند : آيا ما را به ريشخند مىگيرى ؟ گفت : پناه بر خدا مىبرم كه از نادانان باشم . گفتند : از پروردگار بخواه براى ما روشن كند كه آن چگونه گاوى باشد ، گفت : مىفرمايد : آن گاوى باشد نه سالخورده و نه سال نديده ، جوانى ميانسال ، پس آنچه را فرمان يافته‌ايد ، انجام دهيد . گفتند : از خدايت بخواه ، براى ما روشن كند كه رنگ آن چگونه باشد . گفت : مىفرمايد كه آن ماده گاوى باشد به رنگ زرد روشن ، كه بينندگان را شاد كند . گفتند : از پروردگارت بخواه براى ما روشن كند كه آن چگونه گاوى باشد كه در چند و چون آن درمانده‌ايم ، و اگر خدا بخواهد راهياب خواهيم بود . گفت : مىفرمايد : آن گاو ، گاو كار نيست كه زمين را شخم زند يا كشت‌زار را آبيارى كند ، تندرست و يكرنگ است ، گفتند : اينك سخن درست آوردى ، پس آن را كشتند و نزديك بود كه اين كار را نكنند . « 1 » » و بدين‌گونه آشكار مىشود كه دين كهن مصريان تا چه اندازه در اسرائيليان نشت و نفوذ داشته است ، دينى كه در دوران بيش از چهار صد سالى كه آنان در مصر مىزيستند ، كم‌كم چنان در جانشان نشسته بود كه ايمان آوردند به موسى براى آنان بسيار دشوار شده بود ، به ويژه كه ترس از فرعون و نيز از بزرگان بنى اسرائيل آنان را از پذيرش دين و درخواست موسى بازمىداشت ، چنان كه جز اندكى از قومش كسى به او نگرويد ، به گفتهء قرآن : « كسى به موسى نگرويد جز زاد و رودى از قوم او ، آن هم با ترس و بيم از فرعون و بزرگانشان كه مبادا ايشان را در بلا اندازند . » « 2 » البته ترس آنان از بزرگان بنى اسرائيل ، در صورتى است كه مرجع ضمير « بزرگانشان ، ( -

--> ( 1 ) . وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ ، إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ * قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ * قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما لَوْنُها قالَ إِنَّهُ ، يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ * قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا وَ إِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ * قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ فِيها قالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ » ( سورهء بقره ، آيات 67 - 71 ) . دربارهء اين داستان بنگريد به : تفسير طبرى ، 2 / 182 - 222 ؛ تفسير المنار ، 1 / 286 - 290 ؛ تفسير ابن كثير ، 1 / 154 - 160 ؛ تفسير نسفى ، 1 / 53 - 55 ؛ تفسير قرطبى ، 378 - 387 ؛ البداية و النهاية ، 1 / 293 - 395 . ( 2 ) . « فَما آمَنَ لِمُوسى إِلَّا ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلى خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ » سورهء يونس ، آيهء 83 . نيز بنگريد به : تفسير المنار ، 11 / 383 - 384 ؛ تفسير طبرى ، 15 / 163 - 167 ؛ تفسير ابن كثير ، 4 / 222 - 223 ؛ تفسير قرطبى ، 3208 - 3209 ؛ معانى القرآن فراء ، 1 / 476 - 477 .