محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
317
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
خاور نزديك ، مورخان آشكارا لمس مىكنند چنان كه داستان ابراهيم و پادشاه عراق يا داستان موسى و فرعون مصر نمونهاى از آن است . دوم : مورخان به حق چشم مىداشتند كه در اسناد و آثار مصرى - كه در سنجش با ديگر اسناد و آثار كهن ، هم انبوهتراند و هم آشكارتر - دربارهء داستان بنى اسرائيل كه از روزگار يوسف تا روزگار موسى در مصر مىزيستهاند ، آگاهىهاى روشنگرى به دست آورند . اما چنين نشد ، چرا كه اين اسناد و آثار - چنان كه معروف است - به فرمان و خواست پادشاهان نوشته مىشده است ، پادشاهانى كه از ديدگاه مصريان كهن - چنان كه تاريخ گواهى مىكند و از قرآن نيز برمىآيد « 1 » - بيش از آن كه انسان باشند ، خدا بودهاند ، و از اين روى نبايد چشم داشت كه چنين مردمى با چنين باورى ، دربارهء چنين پادشاهانى كه از ديد آنان خداگونه و همواره بر همه پيروزاند ، چيزى بنويسند نشانگر شكست و ناتوانى آنان . « 2 » و مىدانيم چنان كه در تورات و انجيل و قرآن نيز آمده است ، داستان خروج بنى اسرائيل از مصر به پيشوايى موسى ( ع ) به مرگ و نابودى فرعون و يارانش در دريا و پيروزى و رهايى موسى و يارانش مىانجامد ، و از اين روى چندان پذيرفتنى نيست كه مصريان كهن با چنان باورهايى داستان شكست و نابودى شاه خداى خود را آن هم به دست بردگان فرارى خودشان بپسندند و بنويسند : از اينجاست كه در ميان آثار و اسناد مصرى با همهء انبوهى و فراوانى آنها ، چندان چيزى دربارهء اسرائيليان ديده نمىشود ، با اين همه نبايد از يافت شدن اسنادى در اين باره نااميد بود ، اسنادى كه چه بسا به گونهء ديگرى و يا از سوى دشمنان فرعونها و ياران موسى نوشته شده باشد : و روزى به دست آيد . و تنها خداوند است كه امور پنهان را مىداند .
--> ( 1 ) . بنگريد به سورههاى شعراء ، 29 ؛ قصص ، 38 ؛ نازعات ، 22 - 24 . ( 2 ) . محمد بيومى مهران ، الثورة الاجتماعية فى مصر الفرعونية ، 3 .