محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
22
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
شماست ، امتى يگانه و من پروردگار شما هستم ، پس از من پروا كنيد « 1 » » ؛ « از آيينهاى دين همان را براى شما نهاد كه به نوح سفارش كرده بود و آنچه به تو وحى كرديم و آنچه به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش كرديم كه دين را برپا داريد و در آن پراكندگى پيش نياوريد ، آنچه مشركان را بدان مىخوانى ، بر آنان سنگين مىآيد ، خداوند است كه هر كه را بخواهد به سوى خود برمىگزيند و هر كه را به او روى كند ، راه مىنمايد » . « 2 » بدين ترتيب قرآن فرمان داد تا به همهء پيامبران و به همهء آنچه بدانان فرود آمده ، ايمان بياوريم و آنان را از يكديگر جدا نسازيم ، چنان كه ايمان آوردن به برخى از آنان و ايمان نياوردن به برخى ديگر را بيراهى و خروج از دين خدا شمرده است . « 3 » « آنان كه به خدا و پيامبرانش كفر مىورزند و مىخواهند ميان خدا و
--> - در يك حديث مىخوانيم كه پيامبر ( ص ) فرمود : « من در دنيا و آخرت سزاوارترين مردم به عيسى هستم ، و پيامبران همه برادرانى هستند كه از يك پدر و چند مادر و دين همه يكى است » ، و در حديثى ديگر مىخوانيم : « ما گروه پيامبران همه برادران پدرى هستيم و يك دين داريم . . . و اين يك دين بىگمان توحيد و يگانهپرستى است كه همهء پيامبران و همهء كتابهاى آسمانى ، مردم را بدان فراخواندهاند » . و اينكه فرمود : « ما برادرانى از يك پدر و چند مادريم » يعنى همه فرستادگان يك خداييم و راهيان يك راه ( يك پدر ) هر چند هر كدام هماهنگ با زمان و مكان و زمينههاى ويژهاى كه داشتهايم ، با شيوه و شريعتى ويژه ، مردم را به همان دين يگانه و خداى يگانه خواندهايم ( چند مادر ) . و چنان كه بزرگانى چون محمد عبده گويد : قرآن كريم تصريح كرده است كه بىهيچ گمانى ، دين خداوندى در تمامى زمانها و بر زبان همهء پيامبران ، يكى است . و همچنين استاد [ عبد المجيد ] شاذلى گويد : اما اديان گوناگون ، در شيوهها و شرايع ، و در اوامر و نواهى با يكديگر امكان ناهمگونى دارند ؛ چنان كه مصداق موضوعى در يك شريعت مىتواند حرام و در ديگرى حلال باشد و برعكس . يا يك شريعت چيزى را سبك مىگرفته و شريعتى ديگر همان را سخت مىگرفته است و اين تفاوتها برخاسته از زمينههاى ويژهء زمانى و مكانى و . . . بوده است و هماهنگ با حكمت خداوند كه « لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً - براى هر گروه از شما راه و روشى ويژه نهاديم » ( سورهء مائده ، آيهء 48 ) . نيز اين تفاوتها تنها در لايههاى بيرونى دين بوده است و مغز درونى همه يك چيز بيش نبوده است ، يكتاپرستى . ( بنگريد به : محمد عبده ، همان ، 163 ؛ عبد اللّه شحاته ، تفسير سورة الاسراء ، 10 ؛ باقورى ، همان 139 ؛ عبد المجيد شاذلى ، حدّ الاسلام و حقيقة الايمان ، 100 ؛ محمد بيومى مهران ، همان 5 - 6 ؛ محمود ابوريّه ، همان ، 35 - 45 ؛ مختصر تفسير ابن كثير ، 1 / 459 ؛ البداية و النهاية ، 1 / 153 - 154 ) . ( 1 ) . « وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ » ( سورهء مؤمنون ، آيهء 52 ) نيز بنگريد به : تفسير قرطبى ، 4520 - 4521 . ( 2 ) . « شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ » ( سورهء شورى ، آيهء 13 ) . ( 3 ) . محمد ابو زهره ، العقيدة الاسلامية مما جاء به القرآن الكريم ، قاهره ، 1969 م ، 85 - 86 ؛ تفسير المنار ، 10 / 182 -