محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
281
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
يكم : صيغهء شهادت ( - عبارتى كه چون كسى كه بخواهد به دينى درآيد ، آن را بر زبان مىآورد ) در دين يهود اين گونه است : « شمع يسرائيل أدوناى ألوهينو أدوناى أحاد » يعنى « اى اسرائيل بشنو ، پروردگار ، خداى ما خدايى يگانه است » . كه اگر همانندى واژهء عبرى « ادوناى » در اين عبارت با واژههاى « اتون » مصرى و « ادونيس » سورى ، تصادفى و اتفاقى نبوده ، و نشانگر پيوندى لفظى و معنوى باشد ، كه در اصل اين واژهها با يكديگر داشتهاند ، آنگاه ترجمهء عبارت ياد شده ، چنين خواهد شد : « اى اسرائيل بشنو ؛ « آتون » خداى ما ، خداى يگانه است » . دوم : بيان وجوه همسانى و ناهمسانى ميان اين دو دين آسان است ، از جمله اين كه هر دو دين بر وجدانيت مطلق و دقيقى تأكيد دارند . « 1 » و فرويد به خاطر همين ويژگى برجسته در اين دو ديانت از همان آغاز تمايل دارد تا همهء همسانىهاى موجود ميان آن دو را ردّ كند . سوم : دين يهود آن گونه كه تورات رايج امروزى ، پيش روى ما مىنهد همانند دين اخناتون ، دنياى آخرت و جهان پس از مرگ را نمىشناخته است - و اينها عقايدى است كه با وجدانيت و يگانهپرستى ناسازگارى ندارد - و همين همانندى ميان كيش يهودى و آتونى ، دربارهء جهان پس از مرگ اگر تنها نشان نباشد مىتواند نشان تازهاى بر مصرى بودن موسى باشد . « 2 » چهارم : موسى تنها دينى تازه به يهوديان پيشكش نكرد ، بلكه آيين ختنه را نيز بر آنان واجب ساخت ، آيينى كه گرچه تورات آن را به روزگاران پدران پيشين باز مىگرداند و مىگويد خداوند بر موسى ، كه پسر خويش را ختنه نكرده بود ، خشم گرفت و آهنگ كشتن او كرد كه همسر موسى پيشدستى كرد و پسر را ختنه نمود و خداوند از موسى درگذشت . « 3 » اما بىگمان اينها درست نيست و آيين ختنه به يهوديان رسيده است ، و در همهء سرزمينهاى حوزهء درياى مديترانه ، ملت ديگرى را نمىشناسيم كه به اين آيين پاىبند بوده باشند ، جز مصريان كه به گواهى آثار و اسناد به دست آمده ، آيين ختنه را از روزگاران پيش از تاريخ ، حوالى سال 4000 پيش از ميلاد مىشناختهاند ، حتى تصويرهايى از گور « جبانه » - فرهيختهاى از دولت كهن - به دست آمده است كه جراحى مصرى را در حال ختنهكردن نشان
--> ( 1 ) . دربارهء وحدانيت در دينهاى آتونى و يهودى ، بنگريد به : محمد بيومى مهران ، اخناتون ، 462 - 447 ، اسرائيل ، 4 / 83 - 121 . ( 2 ) . S . Freud , op - cit , p . 27 - 29 . ( 3 ) . سفر پيدايش ، 17 : 10 - 11 ؛ سفر خروج ، 4 : 24 - 26 .