محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

242

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

كشيدهء آن چون شمشيرهاى كشيده است ، و گويا از همين روى « سوف » ( - سيوف - سيف ) ناميده شده است - در آن سرزمين‌ها فراوان مىروييده است و مصريان به ويژه مردم پايتخت - بىرامسس - ( - قنتير ) نيازهاى خود به اين گياه را از آن سرزمين‌ها برآورده مىكرده‌اند . در آن روزگاران كه هنوز واژهء « بردى » ( - پاپيروس ) - كه از روزگار دولت جديد به اين سو ، بر آن گياه گفته شده - شناخته نبوده است . آن سرزمين و درياچه را به نام آن گياه « سوف » مىناميده‌اند . « 1 » اين نيز آشكار است كه در فصوص و نوشته‌هاى مصرى نشانه‌هاى بسيارى وجود دارد بر فراوانى آبگيرهاى نى ( - نيزار ) در همسايگىهاى « صوعن » ( - تانيس ) و آبگيرهاى سوف ( - سوف‌زار - پاپيروس‌زار ) ، در شرق دلتا در آن روزگاران . از اين‌ها آشكار مىشود كه واژهء « سوف » ، كه در اصل عربى آمده و در تورات به « درياى سوف » ترجمه شده است . معناى عبرى آن درياى نى ( - نيزار ) بوده ، كه به اشتباه درياى سرخ ترجمه شده است ، و آن جايى نيست جز درياچهء « منزله » يا بخشى از آن ، به ويژه كه شهر « بىرامسس » همان « قنتير » كنونى است و نه « تانيس » كه باستان‌شناسان ، پيش از اين مىپنداشتند . « 2 » گذشته از اين‌ها ، واژهء « يم » كه در زبان عربى به معنى دريا ورود ( - بحر و نهر ) است ، در زبان كهن مصر نيز به همين معانى بوده و اين واژه‌اى سامى است كه از روزگار سلسلهء هيجدهم ، حوالى سدهء شانزدهم پيش از ميلاد به اين سوى ، در زبان مصريان كهن نيز شناخته بوده است و آنان هم آن را در معنى دريا ، رود و هر آب انبوهى به كار مىبرده‌اند . « فيوم » نيز - كه نام سرزمينى در نزديكىهاى نيل است و در دولت گذشته « تا حنت ان مرور » خوانده مىشده - با افزودن « ف » نشانهء معرفه ، از همين واژه ساخته شده است . در اين باره ، نكتهء جالب توجه اين است كه واژهء « يم » هشت بار در قرآن كريم به كار رفته « 3 » كه هر هشت بار در پيوند با مصر است : سه بار از آن ، رود نيل خواسته شده است و چهار بار ، دريايى كه فرعون در آن غرق شد و يك بار نيز در پيوند با گوسالهء سامرى ؛ و در هر بار آن را به گونه‌اى به كار برده است كه گويا جاى شناخته شده‌اى را ياد مىكند ، درست به همان شيوه

--> ( 1 ) . سليم حسن ، همان ، 129 ؛ ابكار مسقاف ، اسرائيل و عقيدة الارض الموعودة ، قاهره ، 1967 م ، 196 . ( 2 ) . محمد بيومى مهران ، مصر و العالم الخارجى فى عصر رعميسس الثالث ، 36 - 62 ؛ نيز : M . Hamza , ASAE , vol . XXX ، 1930 ، p . 31 - 68 ; W . Hayes , The Scepter of Egypt . vol . . II , p . 256 : L . Habachi , ASAE , vol . LII ، 1952 ، P . 433 - 559 . ( 3 ) . بنگريد به سوره‌هاى اعراف ، آيهء 136 ؛ طه ، آيات 39 ، 78 ، 97 ؛ قصص ، آيات 7 ، 40 ؛ ذاريات ، آيهء 40 .