محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
216
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
و پيداست كه فرعون در برابر داشتن چنين پايگاه و بهرهمندى از پىآمدها و امتيازات آن ، الزامات و بايستگىهايى نيز بر دوش داشت : بر او بود كه سرزمين مصر را پاس دارد و راه را بر دشمنان و يغماگرانى كه از هر سوى بدان چشم دوخته بودند ، بربندد ؛ بر او بود كه عدالت و داورزى را در ميان مردم استوار دارد و پرچم « هوروس » ، خداى مصريان را در ميان مردمان برافرازد ؛ بر او بود كه با كندن كانال و ساختن پل و . . . كشاورزى را بهبود بخشد و زمينههاى بهزيستى مردم را فراهم سازد ؛ بر او بود كه هنگام طغيان و سركشى نيل ، مردم و مملكت را پشتيبانى و يارى كند ؛ بر او بود كه صنعتگران را حمايت كند و فن و صنعت را گسترش دهد ؛ بر او بود كه براى خدايان پرستشگاهها بسازد و قربانىها پيشكش كند ، و اگر او همه يا پارهاى از اين بايدها را كه عهده داشت زير پا مىگذاشت ، از پايگاه « قدسى » ويژهاى كه داشت فرو مىافتاد و در نتيجه ، خدايان ديگر او را يكى از خود نمىشمردند . و اينها نشان مىدهد كه پادشاه هر چند هاله و حالتى قدسى و آسمانى داشته ، در همان حال حقوق و بايدهايى كه بر عهدهء او بوده است ، گسترهء سلطه و قدرت او را محدود و مرزبندى مىنموده است . از اين جاست كه مردم مصر در عصر نخستين انقلاب اجتماعى - هنگامى كه مصر از درون و بيرون دست خوش نابسامانىها شده بود و در كنار آن ، دولت ديرينهء مصر از دورههاى پايانى مركزيت خود را از دست داده بود - ديگر آن گونه به پادشاهان خود نمىنگريستند كه پيشينيانشان ، مثلا به پادشاهان سلسلهء چهارم مىنگريستند . و همين ، زمينه شد كه هالهء تقدس و فره ايزدى كه فرمانروايان را فراگرفته بود يا آنها خود ، آن را گرد خويش كشيده بودند ، كمكم كاهش پذيرد تا آن جا كه ديگر پادشاه ، خدايى بلند پايه و تافتهاى جدابافته و موجودى فرابشرى نباشد كه مردم همواره خواستار خرسندى و مهربانى او باشند ، بلكه تنها انسانى شود جايز الخطا و همانگونه كه ديگران از ناتوانىها و كژىهاى خود ياد مىكنند ، او نيز از ناتوانىها و كژىهاى خود سخن گويد . از اين بالاتر ، در همين روزگار ، حكيم فرزانهاى چون « ايپوور » را مىبينيم كه فرعون را متهم مىكند و همهء آشوبها و نابسامانىهاى پيش آمده در مصر را زير سر او مىداند كه به جاى تدبير و تأمل در كار ملك و مردم ، در كاخ
--> - پنجگانهء ياد شده در پاسخ به اين پرسش كه خداخوانى فرعونان از كى ، كجا و چگونه پديد آمده است ، و چگونه مردم مصر تن به چنين باورى دادهاند ، و سرانجام همهء آن ديدگاهها را پاسخ چنين پرسشى دانستن و . . . چه مىشود ؟ ( مترجم ) .