محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

213

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

فرعون‌ها شمرده بود . اما آشكار است كه پيروزى نظامى و سياسى به تنهايى نمىتواند شكست‌خوردگان و ديگران را به اين باور برساند و بكشاند كه پادشاه پيروز ، خداست . پيروزى مىتواند ديگران را به فرمانبردارى و پيروى وادارد ؛ مىتواند از پادشاه پيروز ، ديكتاتورى چنان چيره بسازد كه كسى از شكست خوردگان را ياراى نافرمانى او نباشد ، اما به هيچ روى نمىتواند فرمانرواى چيره را تا مرز خدايى فرا برد و مردم را به خدايى او معتقد سازد [ و اين انديشه را در ذهن آنان بنشاند كه او نيز همتاى ديگر خدايان است ؛ حتى اگر بپذيريم كه مصريان نخستين ، فرعون و يكى دو تن از جانشينان او را به خدايى پذيرفتند ] باز اين پرسش پيش مىآيد كه چگونه اين باور تا پايان روزگار فرعونان هم چنان برجاى بود ؟ 2 . اما دومين ديدگاه كه خدا انگارى فرعونان را برخاسته از اين مىدانست كه چون پيشاهنگان وحدت مصر دشوارىهاى بسيارى را كه پيش رو داشتند ، توانستند از ميان بردارند ، مردم آنان را داراى نيروى خدايى پنداشتند ، اگرچه مىتواند تا اندازه‌اى درست باشد ، اما جا افتادن فراگير چنين باورى به روزگاران درازى نياز دارد و بىگمان ، در كوتاه مدت ، امكان ندارد مردمى بپذيرند و باور كنند كه كسى كه بر آنان فرمان مىراند ، از گونهء خود آنان يعنى انسان نيست بلكه از گونهء ديگرى ، يعنى خداست . و ما نشانه‌هايى داريم كه يك‌پارچگى و وحدتى كه با سلسلهء نخست در مصر پديد آمد ، چندان پايدار نماند و در نيمهء دوم روزگار سلسلهء دوم از دست رفت ، چنان كه آثار بازمانده از پادشاه « خع سخم » - كه تنها در شهر « نخن » ديده مىشود - نشان مىدهد كه او براى باز پس گرفتن دلتا و فروخواباندن شورش‌ها و بازگرداندن وحدت از دست رفته ، به چه كوشش‌هايى برمىخيزد ، چيزى كه پس از او به دست جانشينش ، « خع سخموى » انجام مىشود . 3 . اما ديدگاه سوم كه طرز تفكر مصريان را همراه با عوامل جغرافيايى ، زمينهء الوهيت فرعونان مىدانست ، ديدگاهى بسيار نااستوار است ، چرا كه خدايى فرعون‌ها بيشتر با پيشرفت و شكوفايى كشور مصر پيوند داشته تا با عوامل جغرافيايى ، و از اين روست كه هرگاه توانايى حكومت كاهش مىپذيرفته ، يكپارچگى دو منطقهء صعيد و دلتا نيز از ميان مىرفته است و در هر دو بخش آن گسستگىها و چنددستگىها پديد مىآمده و جز آب نيل چيزى دو بخش جداگانهء مصر را به هم پيوند نمىداده است . 4 . اما آن ديدگاه كه بر زمينه‌هاى دينى انگشت نهاده بود ، بيش از آن كه پشتوانه‌اى تاريخى و پذيرفتنى داشته باشد ، بر اسطوره و افسانه تكيه داشت ، و اگر چنان كه آنان مىگفتند به راستى