محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

181

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

2 . موسيان و فرعون از پى فرمان خداوند ، موسى همراه با برادرش هارون ، راهى كاخ فرعون شد تا او را به حق‌پرستى ، دادورزى و درست‌كارى فرا خواند ، و اميدوار بود كه فرعون سخنان او را بپذيرد و دست از اسرائيليان بازدارد و آنان را با او همراه سازد . در اين‌باره در تورات چنين مىخوانيم : « بعد از آن موسى و هارون آمده به فرعون گفتند : يهوه خداى اسرائيل چنين مىگويد : قوم مرا رها كن تا براى من در صحرا عيد نگاه دارند . فرعون گفت : يهوه كيست كه قول او را بشنوم و اسرائيل را رهايى دهم ؟ يهوه را نمىشناسم و اسرائيل را نيز رها نخواهم كرد . گفتند : خداى عبرانيان ما را ملاقات كرده است . پس الآن سفر سه روزه به صحرا برويم و نزد يهوه خداى خود قربانى بگذرانيم مبادا ما را به و با يا شمشير مبتلا سازد » « 1 » از اين ديدار و گفت‌وگو ، قرآن كريم نيز چنين ياد كرده است : « و موسى گفت : اى فرعون ! من فرستادهء پروردگار جهانيانم ، سزاوار است كه جز سخن حق سخنى به خدا نسبت ندهم ، من براى شما معجزه و نشانه‌اى از سوى خدايتان آورده‌ام ، پس بنى اسرائيل را با من همراه فرست » . « 2 » اما فرعون نه تنها سخنان موسى را نپذيرفت و به او و خداى او ايمان نياورد و خواسته‌هاى او را برنياورد ، كه او و برادرش ، هارون را متهم ساخت كه مردم را از كار برآورده‌اند . از اين روى ، كار را بر اسرائيليان سخت‌تر كرد و فرمان داد ديگر كسى اسرائيليان را در گردآورى كاه براى خشت‌سازى يارى نكند . آنان بايد خود ، هم كاه گرد آوردند و هم به همان شمار پيشين روزانه خشت بسازند و اگر كم‌كارى كنند تازيانه بخورند ، از تورات بشنويم : « پس پادشاه مصر بديشان گفت : اى موسى و هارون ! چرا قوم را از كارهاشان باز مىداريد ، به شغل‌هاى خود برويد . . . و سركاران و ناظران قوم خود را قدغن فرموده گفت : بعد از اين ، كاه براى خشت‌سازى مثل سابق بدين قوم مدهيد ، خود بروند و كاه براى خويشتن جمع كنند و همان حساب خشت‌هايى را كه پيش‌تر مىساختند برايشان بگذاريد و هيچ كم مكنيد . . . و ناظران ، بنى اسرائيل را - كه سركاران فرعون برايشان گماشته بودند - مىزدند و مىگفتند : چرا خدمت معين خشت‌سازى خود را در اين روزها ، مثل سابق ، تمام نمىكنيد » . « 3 »

--> ( 1 ) . سفر خروج ، 5 : 1 - 3 . ( 2 ) . « وَ قالَ مُوسى يا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ * حَقِيقٌ عَلى أَنْ لا أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُمْ بِبَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرائِيلَ » ( سورهء اعراف ، آيات 104 - 105 ) ؛ نيز بنگريد به : تفسير قرطبى ، 13 / 13 - 14 ؛ تفسير ابن كثير ، 3 / 450 ؛ 9 / 33 ، 37 - 40 . ( 3 ) . سفر خروج : 5 : 4 - 111 ؛ ابن كثير ، البداية و النهاية ، 1 / 263 .