محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

178

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

زيرا او از يك سو به جانب فرعون سركش و مغرور فرستاده شده كه در زمان او متجاوزترين فرمانروايان روى زمين است ، و نيز صاحب كهن‌ترين تاج و تخت ، پايدارترين حكومت ، ريشه‌دارترين تمدن ، و نيز كسى است كه مردم را به سختى به بردگى كشيده و در زمين گردن‌فرازى كرده است ، و از سوى ديگر ، فرستاده شده است براى رهاسازى مردمى كه ساليانى دراز و سياه ، به خوارى و خاكسارى ، و بردگى و بيگارى خو گرفته‌اند . و خو گرفتن به خوارى آدمى را بىعار مىكند و او را از خوبى ، خير ، جمال و كمال ، چنان تهى مىگرداند و به گنديدگى و پوسيدگى و پليدى و پلشتى مىآلايد كه سرشت انسانىاش به يكباره وارونه و ديگرگون مىشود . به گونه‌اى كه ديگر از گند و تعفن ، احساس بيزارى نمىكند و از پليدى و پلشتى بدش نمىآيد و پيداست كه چنين مردمى را به راه آوردن ، چه اندازه دشوار و توان فرساست ، از سوى ديگر اينان مردمى بودند كه روزگارى دينى درست داشتند و اينك آن دين درست ، نيز وارونه شده و همين چهرهء وارونه و ديگرگونه و دروغين و خرافه‌گونهء آن ، در ذهن و ضميرشان ريشه دوانده است . نه دل‌هايى پاك و تهى دارند تا دين تازه را به آسانى بپذيرند و نه دين پيشين خود را درست نگاه داشته‌اند ، و چنين دل‌هايى را به راه راست آوردن و چنين باورهايى را پالودن ، كارى بس دشوار و ناهموار است . بارى در يك كلمه ، موسى آمده بود تا امّتى را بازسازى كند و بلكه از نو ، بنياد نهد ، كه بنى اسرائيل براى نخستين بار بود كه مسير استقلال را مىپيمود ، با زندگى و دين ويژهء خويش ، و پيداست كه بنيادگذارى يك امت ، كارى است سترگ و بس رنج‌آور و دشوار . « 1 » از اين جا بود كه موسى و هارون [ كه از سنگينى بارى كه بر دوششان نهاده شد ، آگاه بودند ] از در دعا و نيايش درآمدند و گفتند : « رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى » « 2 » ( - پروردگارا ، ما مىترسيم كه او بر ما پيش‌دستى و درازدستى كند ، يا طغيان و سركشى نمايد » ، و فرعون كسى نبود كه از موسى و هارون بيم و باكى داشته باشد . پس پاسخ آشكار خداوند كار را بر اين دو پيامبر بزرگوار يكسره كرد كه « نترسيد ! بىگمان من با شما هستم ، مىشنوم و مىبينم » و سپس بنياد پيامبرى آنان را [ كه همان يكتاپرستى است ] معين نموده و فرمود : « نزد فرعون رويد و بگوييد : ما فرستادگان پروردگار تو هستيم » تا او از

--> ( 1 ) . فى ظلال القرآن ، 5 / 2690 . ( 2 ) . سورهء طه ، آيهء 45 ؛ « فرط » يعنى پيشى گرفتن و پيش دستى كردن در آزار و آسيب رسانى به ديگران و طغيان يعنى سركشى و خشم و خروشى بيش از آزار رساندن .