محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
8
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
باشد ؛ اما رسول كسى است كه خداوند دينى به او فرو فرستد و رساندن آن دين به ديگران را نيز از او بخواهد . « 1 » از اين روست كه ابن تيمية دربارهء آيهء پيشين : « وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ » گفته است : خداوند در آغاز اين آيه از « ارسال » و فرستادن سخن به ميان آورده كه هم رسول را فرا مىگيرد و هم نبى را ، سپس به ويژه از رسول ياد كرده است ، و اين رسول فرستادهاى است كه فرمان دارد تا دين خدا را به مخالفان او برساند ، مانند نوح ( ع ) كه به گواه احاديث نخستين رسولى است كه به سوى مردم فرستاده شده است و پيامبران پيش از او چون شپث و ادريس و پيش از آنها آدم ، تنها نبى بودهاند و گيرندهء سخن خدا . « 2 » اما به گفتهء شرقاوى ، چندان انديشه پسند نيست كه خداوند دينى را به پيامبرى فرو فرستد اما او را به رساندن آن دين به ديگران ، فرمان ندهد . چرا كه دينى كه خداوند به پيامبرى مىفرستد ، از گونهء امانت و علم است و پيداست كه گزاردن امانت بايسته است و پنهان داشتن علم ناشايسته . « 3 » گذشته از اينكه خداوند چيزى را به پيامبرى وحى نمىكند و فرو نمىفرستد تا در سينهء او پنهان بماند و با مرگ او بميرد . افزون بر اينها ، در حديثى به روايت بخارى ، مسلم ، ترمذى و نسايى آمده است كه پيامبر ( ص ) فرمود : « امتهاى پيشين را به من نمودند ، پيامبرى را ديدم كه با او گروهى بود و پيامبرانى را ديدم كه با آنها يكى دو تن بودند و پيامبرانى ديدم كه هيچ كس با آنها نبود » ، از اين گزارش برمىآيد كه همهء پيامبران فرمان داشتهاند تا دين خود را به ديگران برسانند [ و اين كار را نيز كردهاند ] ، اما سخن كسانى از آنان بيشتر پذيرفته شده و پيروان بيشترى يافتهاند و برخى كمتر و برخى نيز هيچ . « 4 » برخى ديگر در تفاوت رسول و نبى گفتهاند : رسول كسى است كه هم دينى به او وحى شده باشد و هم كتابى به دو فرستاده شده باشد ، مانند ابراهيم ، موسى ، داوود ، عيسى و محمد - كه درود خدا بر همه آنان باد - و نبى آن است كه دين به او فرستاده شده باشد اما كتاب نه ، مانند اسماعيل ، شعيب ، يونس ، لوط و زكريا و . . . - كه درود خدا بر همهء ايشان باد . اين سخن نيز ، درست و پذيرفتنى نمىنمايد ، چرا كه خداوند گروهى از پيامبرانى را كه كتابى بر آنان فرو فرستاده نشده ، رسول خوانده است ، « 5 » براى نمونه در آيهاى كه پيش از اين نيز آورديم ،
--> ( 1 ) . تفسير قرطبى ، 4472 ؛ طحاوى ، شرح العقيدة الطحاوية ، بيروت 1971 م ، 167 ؛ ديار بكرى ، تاريخ الخميس ، 7 ؛ محمود شرقاوى ، همان ، 9 . ( 2 ) . ابن تيميه ، كتاب النبوات ، 173 . ( 3 ) . محمود شرقاوى ، همان ، 9 - 10 . ( 4 ) . عمر سليمان اشتر ، همان ، 14 - 15 . ( 5 ) . محمود شرقاوى ، همان ، 10 .