عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ ) ( مترجم : حسين صابرى )

19

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى )

توجيه شده و يا پذيرفتنى و يا دوست داشتنى باشد . افزون بر اينها ، مىبينيد كه علما و پيشوايان ما در مورد هيچ چيز به اندازهء قرآن كريم ستم روا نداشته‌اند ؛ آنان همهء ناخوشايندهاى علم را به قرآن اختصاص مىدهند و اين كتاب را هدف بيشترين بىمهرى مىسازند و حكايت آنان با قرآن ، با همهء گمراهى و اوهام نادرستى كه دارند حكايت هواپيماهايى است كه به طمع و غرور در آسمان به پرواز درآمده ، شتابان به پيش مىروند تا فلك خورشيد را هدف تهاجمى نظامى قرار دهند . « 26 » از اين كه نقل بخشهايى از مقدمهء كتاب اعجاز القرآن رافعى به درازا كشيد از خوانندگان پوزش مىطلبم ؛ اما به هر حال عباراتى كه وى در اين مقدمه آورده انعكاسى از آراء دانشمندان عصر او درباره اين كتاب است و ، به همان ميزان ، از روش او در تأمل و پرداختن به مسائل ، از منطق او در برهان آوردن و استدلال كردن ، اسلوب او در مناظره و جدل حكايت مىكند ؛ بنابر اين ، قلم او با چنين ثمرات سرشارى به موضوع اعجاز قرآن وارد شده و با چنين اقتدارى بلاغى به جولان در اين ميدان پرداخته است ، گويا كه مىگويد : « گذشتگان چه بسيار سخنان ناگفته‌اى براى آيندگان گذاشته‌اند » . او خاطرى آسوده يافته است ، آنجا كه گمان كرده مهر سكوت بر لبهاى مقدمان و متأخران زده و از مسائلى « غير از آنچه همهء گذشتگان او دربارهء آنها نوشته‌اند » سخن گفته است . اما ديرى نپاييد كه رافعى نيز از همان « گذشتگان » شد كه ناگفته‌هايى براى ما گذاشته‌اند . هنوز چند سالى از نشر كتاب او دربارهء اعجاز نگذشته بود كه اين عرصه به طور كامل يا تقريبى براى كسانى كه بعد از او آمده بودند خالى مىنمود ؛ به همين سبب دكتر عبد العليم مناسب ديد كتاب باقلانى را در مورد اعجاز قرآن در هند منتشر كند ، و اين در حالى بود كه درست در همان زمان همكارمان آقاى احمد صقر بر آن شد همين كتاب را در مصر انتشار دهد ؛ چرا كه از ديدگاه او ، اين « بزرگترين كتابى است كه تا كنون در موضوع اعجاز تأليف شده است » . البته اين نظريه‌اى است كه محققان متقدّم و متأخّر آن را نپذيرفته‌اند ؛ چه ، همكارمان

--> ( 26 ) رافعى ، اعجاز القرآن ، ص 4 - 10 .