حكيم قاينى
8
رسائل عرفانى وفلسفى حكيم قاينى
و آنان كه غرض ملاقات ايزد و نزديكان درگاه أو باشد اين حالت نيفتد و اين امر طارى نگردد . وجه دويم براى آنكه قواى حيوانى را و طبيعي را اندر رنجورى با خلطهاى فاسد مجاورت افتد و براى رسيدن به مادتهايى كه ضد باشد ان را ، ضعيف گردد و از فعل و كنش خويشتن باز ماند . و آنان كه عارف باشند و قوتهاى اماره و لوامه ايشان را فرمان برده بود از اين نوع تصرفات محفوظ باشند . وجه سيم براى آنكه رنجوران را اندر آن مرض كه از گرمى به هم رسيده باشد حركات بسيار روى دهد و بدن ايشان موضوع باشد مر اين حركات گوناگون را . و بدين وجه مادههاى بدنى گداخته شوند و رنجور به غذا محتاج گردد . و آنان كه عارف باشند بدن ايشان مطمئن و ساكن بود گذشتن از قوتهاى بدنى و اعمال جسماني را به جهت مشايعت نمودن با نفس ، ولى روى كردن أو را اندر مهمات و نوازع آن جهانى و انجذاب به سوى ايزد و نزديكان أو . و از اين درست شد كه عارفان را هست كه روزگارى از غذا امساك نمايند ، و غير آن گروه را آن ميسر نيست . و اين است كه ما آن را خواستيم كه به نظر طبيعي بيان كنيم . و على اللّه التكلان في كل باب . ب - باب دوم در آنكه گروهى از عارفان را ، كه از اقتناص حطام دنياوى و گرد كردن آن اجتناب نمودهاند و از خباب غرور به جناب بارى - عز اسمه - توصل جستهاند و در سلك مقدسان منتظم كردندهاند ، روا هست كه به قوهء روحاني بل به قدرت رحمانى بر كردن كارى اقدام نمايند كه از وسع ديگران بيرون بود و جز ايشان را بدان دسترسى نباشد و بدان فعل از ديگر مردمان ممتاز باشند