حكيم قاينى
مقدمه 33
رسائل عرفانى وفلسفى حكيم قاينى
( عالم كون و فساد ) حركتى است سرمدى كه بىآغاز مىباشد . چون مبدأ أول ازلى و دائم الوجود است و علت تامهء معلول خود مىباشد ، پس بايد معلول أو نيز قديم باشد تا به جنسى برسد كه به ذات خود قابل تجدد و انصرام باشد . و از همينجا عالم حوادث آغاز مىشود . بنابراين در اين حركت دو جهت وجود دارد : جهت استمرار و جهت تصرّم . از جهت استمرار به علتى مىرسد كه دائم الوجود است ؛ و از جهت تجدد مبدأ حوادث مىگردد . و بالاخره آنچه در عالم كون و فساد صورت مىگيرد از تأثير حركات علوى است . و هر وضع فلكى مىتواند علت وجود حادثهاى باشد . و منجم كسى است كه فواعل علوى را از رهگذر تجربه و قياس و أمثال آن بشناسد ، و همچنين قوابل سفلى را . البته شناختن آنها دشوار است و براى هر كسى ميسر نيست ، و اگر كسى داراى چنين دانشى نباشد در احكام نجوم دچار اشتباه مىگردد ، به همين جهت امام صادق - عليه السلام - فرمود : خفيّاتها لا تدرك و ظواهرها لا تنتج . تا اينجا خلاصهاى بود از سخنان محمد محسن أصفهاني . سپس قاينى سخنى چند از پيشينيان نقل كرده و به طور اختصار معتقد است كه علم به احكام نجوم مشتمل برد و چيز مىباشد : يكى علم به اوضاع فلكى كه يقينى است ، و مبادى آن از علم هندسه و ارثماطيقى به دست مىآيد . و ديگرى علم به أحوال قوابل در وقت قبول تأثير ، كه ظنى و حدسى مىباشد . نفس حكيم ، چون حق و حظ هر امرى را كه حادث مىشود مىشناسد و مىداند كه مبادى طبايع مركبات و متجددات چيست ، به ترتيب قوابل بروجهى كه لازم است قادر مىباشد ، تا امرى كه حادث مىشود بروجهى رخ دهد كه بايد باشد . آثار اجرام علوى در مركبات بر همهء مردم روشن است و پارهاى از آن را كشتيبانان و دهقانان كاملا مىدانند . اضافه نمودن اين نكته نيز جالب است كه چون صور اين عالم مطيع صور افلاك مىباشد ، اصحاب طلسمات مدار اعمال خود را بر طلوع درجات بروج نهادهاند ، چنان كه مثلا رقعهء كژدم و مار را در وقت برآمدن عقرب وحيّه مىنويسند .