غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

مقدمه 42

اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور

سهروردى بر اين باور بود كه حكمت بحثي ، ضروري است امّا كافى نيست وبراي دستيابى به يقين حتما بايد به حكمت ذوقي دست يا زيد . أو هيچ‌گاه فلسفهء مشّاء را - كه مبتنى بر استدلال وبرهان است - به طور كلّى نفى نكرد ؛ حتّى اعتقاد داشت كه ريشه‌هاى حكمت اشراق در حكمت مشّاء وجود دارد وابن سينا به سرچشمه‌هاى حكمت اشراق رسيده ، ولى توفيق نيافته كه به طور كامل آن را كشف كند . « 1 » از اين رو ، شايد بتوان به تعبيرى حكمت اشراق را مرحلهء تكامل يافتهء حكمت مشّاء به شمار آورد وحكمت مشّاء را مقدّمه ضروري حكمت اشراق وسهروردى را حكيمى مشّائى / اشراقي ناميد . بدين معنا كه أو حكيمى بود كه رهيافت سينوى را به خوبى دريافت ، كاستيها را مرتفع كرد وآن را به منظرى اشراقي وشهودي ارتقا بخشيد . ب . ديدگاههاى باطني غزالى : با آنكه سهروردى در هيچ يك از آثارش نامى از غزالى نبرده است ، برخى از معاصران بر آن‌اند كه أو در خطوط كلّى نظام فلسفي خويش ونيز در ارائهء ثنويت فلسفي مبتنى بر نور وظلمت از غزالى وكتاب مشكاة الأنوار وى تأثير پذيرفته است . « 2 » افزون بر ادّعاى ياد شده كه دور از واقعيت نيست ، بيشتر بايد به تأثير پذيرى سهروردى از غزالى در ناحيهء باور به نقش عنصر كشف وشهود در بازنمايى واقعيات اشاره كرد ؛ باورى كه از آغاز تمايلات صوفيانه ، در جان اين حكيم جوان ريشه دواند ودر سير وسلوك عملي وبا درك محضر مشايخ صوفيه به رشد وشكوفايى رسيد .

--> ( 1 ) . ر . ك : سه حكيم مسلمان ، ص 70 و 181 . ( 2 ) . ر . ك : سه حكيم مسلمان ، ص 70 وسرچشمه‌هاى حكمت اشراق ، صص 211 - 214 .