غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

مقدمه 20

اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور

ومؤلّف در اين مقام ، علم را به دو قسم ارثيّه وكسبيّه كرده وگفته است كه علومى كه احتياج به تعلّم ندارد ، همان علوم ارثيّه است كه ورّاث أنبيا از ايشان اقتباس مىنمايند واوصياى ايشان بدون كسب فرا مىگيرند وعلومى كه به وراثت نباشد ، البتّه به كسب محتاج است واز كسب آن كمالى حاصل نمىشود وفايده نمىبخشد . واين سخن مؤلّف غريب وغير مناسب مقام است وبا كلام شيخ به هيچ وجه درست نمىآيد . وأيضا از كلمات اوست كه بايد نفس ناطقه استعلا بر بدن داشته باشد ، نه آنكه بدن بر نفس غالب باشد ؛ وكمال نفس از رهگذر علاقهء به بدن خلق وموسوم به عدالت است ؛ وخلق بنابر تحقيق شارح اشراق ملكهء نفسانيّه است كه مقتضى سهولت صدور فعل باشد از نفس بدون احتياج به تفكّر ورويّه ؛ وعدالت اعتدال وتوسّط در قوّهء ناطقه وقوّهء غضبيّه وقوّهء شهويّه است ؛ به اين معنى كه در هر سه قوّه‌ها بر وسط سلوك نموده ، از افراط وتفريط آن احتراز ورزد . وأيضا از اوست كه بايد كه اختلاف عبارات تو را بازى ندهد وبدرستى كه در روز بعثت از هر هزار نفر نه صد ونود ونه نفر مبعوث مىگردند كه كشتهء عبارات وذبيح اشارات‌اند وخون ايشان در گردن اين است كه از معاني غافل مانده‌اند وبه عبارات دل داده‌اند . واز اوست كه صاحب عزيمت باش . زيرا كه عزائم ناس ، أسباب را به حركت مىآورد . واز اوست كه حقيقت يكى است مانند آفتاب ؛ وبه تعدّد مظاهر وبروج متعدّد نمىشود . شهر يك شهر است ودروازه‌هاى بسيار دارد وراههاى دخول در آن بعضي سخت است وبعضي آسان .