صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
مقدمه 25
رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )
مىبينند ؛ وبر آنند كه بايد با اتّكا به أحاديث مشهور واجماع مذاهب ، به حدوث جهان اعتقاد پيدا كرد . ملّا صدرا در مقام پاسخ به اين نظر ، بين « اعتقاد » و « يقين » از دو جهت فرق مىگذارد : يكى از جهت « مبدأ » وديگرى از جهت « متعلّق » . مبدأ اعتقاد ، امرى محسوس است - مانند : تواتر ، اجماع ، ديدن وشنيدن - ؛ وبنابراين ، متعلّق آن نيز جز محسوس نخواهد بود . امّا يقين ، نوري است الهى ، ومبدأ آن يا برهان است يا كشف تامّ ، كه هر دو فراتر از محسوساتند ؛ واز اين رو ، متعلّق آن نيز امرى ورأى محسوسات خواهد بود . گويى صدرا مىخواهد بگويد كه حدوث عالم امرى فرا حسّى است ؛ ولذا در خور آن است كه متعلّق « يقين » واقع شود ، نه متعلّق « اعتقاد » . بعلاوة ، مسألهء حدوث ، پايهء ستبر معارف ديني است كه بايد به يقين دريافته شود ؛ نه آنكه از روى تقليد ، بدان اعتقاد ورزيد . گروه دوم ، متكلّمانى هستند كه روش مجادله را در پيش گرفته ، گمان دارند كه از اين طريق مىتوانند حدوث عالم را اثبات كنند . اينان ، به تعبير ملّا صدرا ، مىخواهند پايههاى دين را با دلايل متزلزل وقياسهاى سست بنياد بر پا دارند . « 1 » گروه سوم « 2 » ، اكثريّت فيلسوفان هستند كه از اتباع وپيروان أرسطو « 3 » بشمار
--> ( 1 ) در وصف اين گروه ، ملّا صدرا گفتههايى از غزّالى ودوانى را مىآورد ؛ البتّه بدون نام بردن از دوانى ، بگونهاى كه خواننده گمان مىكند تمام اين گفتهها از غزّالى است . ( رك : همين رساله ، ص 11 و 12 . ) ( 2 ) عبارات ملّا صدرا در بيان نظريّهء اين گروه ، شباهت بسيارى با عبارات علّامهء دوانى در أنموذج العلوم دارد ، وشايد برگرفته از آن باشد . ( رك : همين رساله ، ص 12 تا 14 . ) ( 3 ) در اينجا دو نكته را بايد در نظر داشت : يكى اينكه ملّا صدرا حساب أرسطو را از اتباع أرسطو جدا مىداند - چنانكه اندكى بعد خواهيم ديد . ديگر اينكه وى در اينجا از كساني چون أبو نصر فارابى وأبو على سينا بعنوان اتباع أرسطو نام مىبرد ، در حاليكه از سوى ديگر فارابى را در گروه چهارم قرار مىدهد . در أنموذج العلوم - كه عبارات اين قسمت از متن رساله برگرفته از آن مىنمايد - ، در اين موضع نامى از فارابى وابن سينا بعنوان اتباع أرسطو برده نمىشود ؛ وفقط در چند سطر بعد ، از اين دو فيلسوف بعنوان ناقلان مطلبي در باب غايت حركت أفلاك ياد شده است . شايد همين امر سبب آشفتگى عبارات صدر المتألّهين در اينجا باشد .