صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 21

رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )

كاملا نو پيش روى ماست . امّا همانگونه كه قبلا اشاره كرديم ، در پى اين پاسخ ، بيدرنگ پرسش ديگرى مشابه پرسش نخست ودر قالب مطلب « هل » نمودار مىشود ؛ وآن اينكه آيا براي اين حدوثهاى جوهري متوالى نقطهء آغازى هست يا نه . « 1 » روشن است كه پاسخ دادن به اين پرسش نيز همان مشكلات پاسخگويى به پرسش نخست را دارد ؛ ورويارويى متكلّمان با فيلسوفان همچنان برقرار مىماند . پايان سخن نگارنده اين است كه بنظر مىرسد مسألهء حدوث يا قدم - در قالب مطلب « هل » - ، بيش وپيش از آنكه يك مسأله باشد يك راز است « 2 » ؛ وبه همين جهت است كه همواره بصورت مشكلى ناگشوده در عرصهء انديشهء بشرى وجود داشته وخواهد داشت . شايد بتوان گفت كه دشوارى تصديق به حدوث يا قدم عالم ، عمدتا برخاسته از دشوارى تصوّر آن دو ( حدوث وقدم ) است كه سبب شده است تا دو طيف متقابل از أفكار وعقايد پديد آيد « 3 » : آن كه اعتقادش حدوث عالم است ، از اين روست كه تصوّر

--> ( 1 ) وديديم كه ملّا صدرا همانند ديگر فيلسوفان اسلامى ، با توسّل به نظريّهء فيض الهى بدين پرسش پاسخ مىدهد وبىآغازى حوادث را مىپذيرد . ( 2 ) دو اصطلاح « مسأله » ( problem ) و « راز » ( mystery ) وتمايز بين آن دو را از مكتب اگزيستانسياليستى مارسل ( marcel ) برگرفته‌ام . مارسل ميان يك « مسأله » ويك « راز » اين فرق اساسى را مىنهد كه مسأله ، امرى است كه انسان به آن برمىخورد وتمام آن را در مقابل خود مىيابد ؛ در صورتي كه يك راز ، امرى است كه انسان ، خود در بند آن افتاده است . بر خلاف مسأله ، يك راز را نه مىتوان تصوير كرد ونه حلّ . بعقيدهء مارسل ، تمام مسائلي كه در فلسفهء كلاسيك از آنها بحث مىشود ، در واقع رازند ؛ جملهء اين رازها واسرار جز جلوه‌اى از يك راز اساسى وبنيادى نيست ، وآن راز وجود است . شايد بتوان يك راز را تنزّل داد وبصورت مسأله درآورد ، امّا « اين طريقه‌اى است أساسا دور از صواب » . ( رك : روژه ورنو ، ژان وال وديگران ، نگاهى به پديدارشناسى وفلسفه‌هاى هست بودن ، برگرفته وترجمهء يحيى مهدوى ، تهران ، انتشارات خوارزمي ، 1372 ش ، ص 139 - 146 . ) ( 3 ) وكساني چون كانت ( kant ) - فيلسوف آلمانى - را بر آن داشته است تا مسألهء حدوث وقدم را - نمونه‌اى از مسائل جدلى الطرفين بشمار بياورند .