صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
مقدمه 67
كسر أصنام الجاهلية
كردهاند ؛ ولى أنبيا وأوليا ، كه از مزبلههاى جاهلان فرا رفتهاند ، آن را كعبهء آمال وقبلهء مقاصد واعمال خود قرار دادهاند . تذكّر مىدهد وادعا مىكند بر اينكه كلمهء محبّت وعشق در شريعت سيّد مرسلين در موارد كثيرى در آيات وروايات آمده است ! وحتى حكماى متألّه گفتهاند كه محبّت متسرّى در جميع موجودات ، حتى در جمادات ونباتات است . فصل سوم در بيان اين نكته است كه مبدأ اعمال صالح در انسان ، عشق أو به بارى تعالى وشوق لقا وديدار اوست . واين عشق ومحبّت ، اگر چه فراگير است ودر همهء موجودات ، حتى نباتات وجمادات سريان دارد ، ولى در بعضي بتوسّط بعضي ديگر است ؛ مثلا جماد طالب حق است ، لكن بتوسّط طلب نبات ، يعنى نخست بسوى روئيدن حركت مىكند ، ونبات بتوسّط حيوان ، وحيوان بتوسّط انسان ، وانسان ناقص هم بسوى انسان كامل حركت مىكند ، وهمچنين الأكمل فالأكمل تا برسد به طلب غايت قصوى ومقصد أعلى ، يعنى حقّ تعالى . خاطر نشان مىسازد كه عمل صالح عملي است كه مقصود از آن حق أول باشد ، نه چيزى ديگر ؛ كه هر حركتي وعبادتي كه باعث آن عشق به خدا وشوق ديدار أو نباشد ناقص است وانسان را به غايت حقيقي نمىرساند . فصل چهارم اين مطلب را توضيح مىدهد كه فقط عارف باللّه است كه خداى يگانه را مىپرستد وجز أو ، ديگران پرستندگان كثرات ، طالبان هوى وخواهان خواستههاى خود هستند . عبادت وزهدشان نوعي معامله وداد وستد است . چيز كمبهائى را با كمبهائى ديگر وبىارزشى را با بىارزشى ديگر وفانيى را با فانيى ديگر عوض مىكنند ؛ زيرا هر مرغوب ومطلوبى از ممكنات از حيث ذات امكاني خود باطل وبيهوده است . عارف در حركات وسكنات واعمال وافعالش وجه اللّه واقتناى رضاى أو را قصد وطلب مىكند وما سواي أو را باطل مىداند ؛ واگر أحيانا به چيزى جز أو محبّت