صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 20

كسر أصنام الجاهلية

تصوّف راستين را باور داشته وبه نشر حقايق عرفانى وتبيين مقاصد عالي عارفان وصوفيان بزرگ دارالاسلام عشق مىورزيده است . امّا در عين حال ، أو هرگز در قيد وبند سنّتهاى خانقاهى ورسوم ظاهري متصوّفان وسلسله‌هاى رسمي صوفيان نبوده وبه زىّ آنها درنيامده است . با اينكه از صوفيان پيشين ، از جمله دو شطّاح بزرگ دار الاسلام حلّاج وبو يزيد ببزرگى ياد كرد « 1 » - مخصوصا حلّاج كه از أو با لقب بسيار با شكوه « الحلّاج الأسرار » نام برد « 2 » - ولى بر خلاف آنها أهل شطح وطامات نبود ؛ ونه تنها خود از اظهار اين‌گونه سخنان پريشان ودور از عقل وشرع خوددارى مىكرد ، بلكه آن را زشت وناپسند هم مىشمرد « 3 » وأصولا روش ومنشى متمايز وممتاز از آنها داشت . مسلّما بيش از آنها علوم رسمي آموخته وفلسفه خوانده بود . شريعت - حدّاقل ظاهر آن - را بيش از آنها گرامى مىداشت ، كه آنها تنها متوغّل در ذوق بودند وبيشتر متوجّه باطن شريعت ولى أو هم متوغّل در ذوق وتألّه بود وهم متبحّر در بحث ؛ هم به باطن شريعت نظر مىداشت وهم به ظاهر آن عمل مىكرد . با اينكه در مسائل عرفان نظري ووحدت وجود ، بيشتر به محيى الدّين وجلال الدّين مولوى نظر داشت واز اين دو بزرگ ستايشها مىكرد ؛ ولى با وجود اين ، همچون محيى الدّين ، از فلسفه وفلاسفه انتقاد نكرد ، أصول فلسفه مشّائى را سست وبىاعتبار نشناخت وأرسطو را جاهل نخواند « 4 » ، ومانند مولوى فيلسوفان را تحقير نكرد وخوار ومستهان نپنداشت « 5 » وپاى استدلاليان را يكسره چوبين نينگاشت . « 6 » زيرا چنانكه

--> ( 1 ) ر . ك : پاورقى 1 صفحهء هفده . ( 2 ) ر . ك : مفاتيح الغيب ، ص 550 . ( 3 ) ر . ك : همين رساله ، صص 46 ، 47 . ( 4 ) ر . ك : محيي الدين ابن عربى ، تأليف نگارنده ، صص 143 ، 498 . ( 5 ) فلسفىّ منطقىّ مستهان * مىگذشت از سوى مكتب آن زمان ( مثنوى ، دفتر دوم ، ص 146 ) . ( 6 ) همين مقدمه ، ص سيزده .