فخر الدين الرازي
مقدمه 28
شرح الاشارات والتنبيهات
اين نشانهء آن است كه اين نياز براي چنين طبيعت تامّى در همه موارد موجود است . واگر فردى از اين قاعدهء كلّى مستثنا گردد به واسطهء عوارض وأمور خارج از ذات مىباشد . ودر اينجا نيز امتناع انفصال فكّى در فلك معلول مانع خارجي است وآن صورت نوعيّهء خاصّ فلك است . 2 - تشكيك در اثبات صور نوعيّة شيخ الرّئيس در فصل هفدهم از نمط اوّل وجود صور نوعيّة را از اين طريق اثبات مىكند كه : بعضي از أجسام ، انفكاك ، التيام وتشكّل را به آسانى مىپذيرند ، وبعضي ديگر به سختى ، وبعضي ديگر أصلا اين آثار را نمىپذيرند . همچنين هر جسمي استحقاق مكاني خاصّ يا وضعي خاصّ را دارد . اختصاص هر يك از أجسام به يكى از اين احكام بدون علّت نيست . صورت جسميّه نمىتواند علّت اين آثار واحكام گوناگون باشد زيرا صورت جسميّه در همهء أجسام مشترك است . پس اين آثار واحكام گوناگون بايد ناشى از صور ديگرى غير از صور جسميّه باشد كه همان صور نوعيّهء گوناگون مىباشد « 1 » . فخر رازي بر اين دليل دو ايراد وارد مىكند : 1 - اين دليل مبتنى بر اشتراك همهء أجسام در صورت جسميّه است ، در حالي كه اين مطلب خود نيازمند اثبات است . 2 - اگر اختلاف آثار أجسام به اختلاف صور نوعيّه است پس اختلاف خود صور نوعيّه به چه چيزى است ؟ اگر ناشى از صور نوعيّهء ديگرى باشد لازمهاش تسلسل باطل خواهد بود . امّا اگر گفته شود علّت تفاوت صور نوعيّه در أجسام عنصرى به اين است كه مادّهء آنها قبل از حدوث صورت نوعيّهء فعلى متّصف به صورت نوعيّهء ديگرى بوده كه آن صورت قبلي مادّه را آماده قبول صورت بعدى كرده است . ودر أجسام فلكى اختلاف صور نوعيّه به اختلاف خود مادّه است كه مادّهء هر فلكى ماهيّتا با مادّهء فلك ديگر مخالف است . پس اختلاف صور نوعيّه در أجسام عنصرى بخاطر اختلاف استعدادهاى موادّ است ، ودر أجسام فلكى به خاطر اختلاف خود موادّ . اگر چنين گفته شود مىگوئيم : پس چرا اختلاف آثار واحكام أجسام را به همين اختلاف در استعدادات موادّ يا اختلاف خود موادّ نسبت ندهيم وچه نيازى به اثبات صور نوعيّه وجود دارد « 2 » ؟
--> ( 1 ) - همين كتاب ؛ ص 75 . ( 2 ) - همين كتاب ؛ ص 76 .