فخر الدين الرازي
مقدمه 20
شرح الاشارات والتنبيهات
فلسفي را هم وارد علم كلام نمود وپايههاى مكتب كلامي جديدى يعنى « كلام فلسفي » را بنيان گذاشت . اين نوع خاصّ از كلام با آمدن فخر رازي وسعت وكمال يافته به گونهاى كه أو را بايد بزرگترين أستاذ اين مدرسه جديد كلامي به حساب آورد كه تأثير زيادى بر متكلّمان بعد از خود مانند : ايجى ، تفتازانى ومير سيّد شريف جرجانى داشته است . فخر رازي در آميختن كلام با فلسفه چنان پيش رفته كه تأليفات مبسوط ومهمّ أو همچون : « المباحث المشرقيّة » ، « المطالب العالية » ، « المحصّل » ؛ « الملخّص » وغيره كه أو خود معتقد است آنها را در ردّ بر فلاسفه نوشته است « 1 » ، به يك اثر فلسفي شبيهتر است تا به يك اثر كلامي . أو حتّى گاهى مسائل فلسفيى را وارد مباحث كلامي كرده كه هيچ ربطى هم به علم كلام كه موضوع آن اثبات عقايد ديني ودفاع از آنهاست ندارد . وهمين اشتغال وگرايش شديد به فلسفه موجب شده است كه بعضي از مخالفانش به جرم اينكه أو فلسفه در سخن مىآميزد وسخنش به جاى قول خدا ورسول سراسر علم أرسطو وكفريّات ابن سينا وفلسفهء فارابى است به لعن وتكفير أو بپردازند وأو را خارج از مذهب أهل سنّت وجماعت بشمرند « 2 » . وشايد يكى از انگيزههاى أو در تأليف آثاري مانند « شرح إشارات » ووارد كردن اين همه تشكيكات واعتراضات بيش از حدّ ، جلب نظر عوام ورفع اتّهام جانبدارى از فلاسفه باشد . پس حاصل بحث اينكه فخر رازي قبل از هر چيز « متكلّمى اشعرى » است كه در ادامهء تلاشهاى اسلافش از مشايخ اشاعره كوشيده است تا كلام اشعرى را با براهين فلسفي تقويت وپشتيبانى كند ، وتعقيب اين هدف أو را به روى آوردن به فلسفه وآميختن كلام با آن وأدار كرده است . بنابر اين اگر چه أو در درجهء اوّل متكلّم ولايق عنوان « امام المتكلّمين » است ، ولى از آن جهت كه فلسفه در كلام مىآميزد ومىكوشد مدّعاى متكلّمان را به روش فيلسوفان ثابت كند ونوع خاصّى از فلسفه را تبليغ كند ، شايد بتوان أو را از جملهء « أساطين حكمت » به حساب آورد . امّا حكمت وفلسفهاى كه هدف آن اثبات عقايد اشاعره است ودر آن علاوة بر روش برهاني از روش جدلى وخطابي هم استفاده مىشود . امّا چون اين « كلام فلسفي » أو در بعضي از مباحث در تعارض با فلسفهء مشّائى كه در زمان أو آن را فارابى وابن سينا نمايندگى مىكنند قرار مىگيرد ، از آن انتقاد مىكند وبر آن خرده مىگيرد . حال اگر انگيزههاى ديگرى هم از قبيل : رفع تهمت جانبدارى از فلاسفه ، به رخ كشيدن توانايى علمي خود ، به نمايش گذاشتن شخصيّت جدلى وبحّاث خويش ، پيروزى وغلبهء بر خصم در بحث ومناظره هم بر آن
--> ( 1 ) - فخر رازي ، « اعتقادات فرق المسلمين والمشركين » ؛ صص 146 و 150 . ( 2 ) - ر . ك : صفدى ، « الوافي بالوفيّات » ؛ ج 4 ؛ ص 2 - 250 .