فخر الدين الرازي
مقدمه 11
شرح الاشارات والتنبيهات
توجيه شرعي واخلاقى آن پرداخته است . أو در فصل هفتم « رسالة العشق » با اشاره به مذهب تجلّى ، از عشق تمامى موجودات به حق تعالى كه در بالا به آن اشاره شد به تفصيل سخن گفته است « 1 » . امّا « نمط نهم » كه به قول امام فخر رازي از عالىترين ومهمترين قسمتهاى كتاب « إشارات » است « 2 » به « مقامات عارفان » اختصاص دارد . أو در آغاز اين نمط به داستان « سلامان وابسال » اشاره مىكند : « وإذا قرع سمعك فيما يقرعه وسرد عليك فيما تسمعه قصّة لسلامان وإبسال ، فاعلم أنّ سلامان مثل ضرب لك ، وأنّ إبسالا مثل ضرب لدرجتك في العرفان إن كنت من أهله . ثمّ حلّ الرّمز إن أطقت . » « 3 » جوزجانى شاگرد ابن سينا از وجود تأليفى به نام « سلامان وابسال » در فهرست تصانيف أو نام برده است ، ولى ظاهرا امروز نسخهاى از آن در دست نيست « 4 » . فخر رازي هم از آن اطلاعاتى نداشته است زيرا در شرح اين عبارت شيخ الرئيس : « . . . ثمّ حلّ الرمز إن أطقت » كه بعد از اشاره به داستان « سلامان وابسال » آمده است مىگويد : « اين سخن شيخ ستمى به مخاطب وتكليف أو به دانستن غيب است . » وسپس داستانى را كه احتمال مىداده شايد بشود كلام شيخ را بر آن حمل كرد بيان كرده است « 5 » . امّا خواجة نصير الدين طوسي در شرح خود بر إشارات سه روايت از اين داستان نقل كرده است كه اوّلين روايت را از فاضلى از أهل خراسان شنيده كه أو آن را در كتاب « النّوادر » ابن اعرابى ديده است . ودوّمين روايت از اين داستان را از مجعولات ومخترعات يكى از عوام حكما دانسته وآن را مردود مىشمارد . امّا سوّمين روايت را خواجة به خود ابن سينا نسبت مىدهد ودرباره آن مىگويد : « بعد از گذشت بيست سال از نوشتن اين شرح به داستان ديگرى دست يافتم كه اين داستان به ابن سينا منسوب است » واحتمال مىدهد كه همين قصّه بايد مورد نظر شيخ در آغاز نمط نهم إشارات باشد ، وچون نقل قصّه با عبارات شيخ كتاب را طولانى مىكرده است خواجة آن را تلخيص نموده ورموز ونكات عرفانى آن را شرح داده است . ما نيز براي جلوگيرى از طولانى شدن اين مقدمه از ذكر اين داستان تمثيلى
--> ( 1 ) - ابن سينا ؛ « الرسائل ؛ رسالة العشق » ؛ قم ( انتشارات بيدار ) 1400 ه ؛ ص 374 - 397 . ( 2 ) - ر . ك : همين كتاب ؛ ص 589 . ( 3 ) - همين كتاب ؛ ص 590 . ( 4 ) - ر . ك : يحيى مهدوى ؛ « فهرست مصنفات ابن سينا » ؛ تهران 1333 ش . ص 290 . ( 5 ) - ر . ك : همين كتاب ؛ ص 591 .