فخر الدين الرازي
مقدمه 8
شرح الاشارات والتنبيهات
امّا جهانشناسى ابن سينا بر پايه هستىشناسى وخدا شناسى أو بر پا شده ومكمّل آن مىباشد . از نظريّه أو درباره ترتيب مراتب وجود وچگونگى فيضان نظام هستى از مبدأ آفرينش ، با توجّه به قاعده « الواحد لا يصدر عنه إلّا الواحد » ، در بخش نقد وبررسى ايرادات امام فخر رازي سخن به ميان خواهيم آورد . در اين نظريّه وى متأثّر از فلسفه نو افلاطونى است ، ودر جهانشناسى أو عناصر أصيل فلسفه ارسطوئى با اساسىترين أصول فلسفه فلوطينى در هم آميخته تا سلسله مراتب نظام شكوهمند خلقت را توجيه كنند . « 1 » أو همچنين در تبيين عقلي مباني عرفانى ، مانند سريان عشق در همه كائنات ، يا در نظريّه استكمال نفس ونزول روح از عالم روحاني وامكان اتّصال آن با عالم قدس ، وبازگشت به موطن اصلى از راه رياضت وسير وسلوك تا حدّ زيادى متأثّر از فلسفهء اشراقي فلوطين وكتاب « اثولوجيا » ى اوست . أو بعد از آن كه در سه موضع از كتاب « إشارات » درباره نفوس فلكى به عقيدة خود تصريح نمىكند . وفقط با تعبيراتى از قبيل : « وتحت هذا سرّ » ، « وفيه سرّ » ، « وأنت إذا طلبت الحقّ بالمجاهدة فيه فربّما لاح لك سرّ واضح خفىّ فاجتهد » اشاره مىكند « 2 » ، بالآخرة در فصل نهم از نمط دهم اين سرّ را فاش كرده ونظريّه خاصّ خود را درباره نفوس فلكى بيان مىكند كه أو برخلاف حكماى مشّاء براي أفلاك علاوة بر نفوس منطبع در مادّه ، نفوس ناطقهاى مثل نفس ناطقه انساني قائل مىشود كه به جسم خود علاقة تدبيري دارند وبه سبب اين علاقة مىتوانند مانند نفس انساني كمالات جديدى را كسب كنند . أو معتقد است كه اين نظر جز براي راسخان در « حكمت متعاليه » آشكار نيست « 3 » . وخواجة نصير الدّين طوسي در تفسير « حكمت متعاليه » مىگويد : اين نوع خاصّى از حكمت است كه مانند حكمت مشّائى مبتنى بر بحث ونظر صرف نيست بلكه در آن علاوة بر بحث ونظر ، ذوق وشهود هم نقش دارد « 4 » . آنچه گفته شد فقط بعضي از تغييرات وتحوّلاتى بود كه ابن سينا در فلسفه مشّائى رايج در زمان خود اعمال كرده واستقصاى همه موارد ، آن هم در همه بخشهاى فلسفه ، نيازمند تحقيق مستقلّى است كه از عهده اين مقدّمه كوتاه بيرون است .
--> ( 1 ) - ر . ك : همين كتاب ؛ ص 507 - 496 وفلوطين ؛ « اثولوجيا » ؛ تصحيح عبد الرحمان بدوي ؛ قاهره 1966 م ؛ ميمردهم وكاپلستن فردريك ؛ « تاريخ فلسفه » ؛ ترجمه جلال الدين مجتبوى ؛ تهران ( مركز انتشارات علمي وفرهنگى ) 1362 ش ؛ ج 12 ؛ ص 652 - 645 . ( 2 ) - همين كتاب : تكمله نمط 3 ؛ فصل 28 ؛ ص 323 ؛ نمط 6 ؛ فصل 10 وفصل 14 ؛ ص 444 و 453 . ( 3 ) - همين كتاب ؛ نمط 10 ؛ فصل 9 ؛ ص 639 . ( 4 ) - خواجة نصير الدين طوسي ؛ « شرح إشارات » ؛ ج 3 ؛ ص 401 .