فخر الدين الرازي
مقدمه 12
شرح الاشارات والتنبيهات
مباني آن بحث نموده ، از غوامض ومشكلات آن جستجو كرده ، ودر فوايد ونكتههاى آن تأمّل نمودهاند ، امّا بعد بعضي از ايشان را مشاهده كردم كه از آن با دست خالى بر مىگردند بدون آنكه به چيزى كه مايه روشنى چشم آنها باشد دست يافته باشند . ومن كه بخش شايستهاى از عمر خويش را در تتبّع فصوص ، وفهم نصوص ، وكشف اسرار ، وتعمّق در ژرفاهاى اين كتاب صرف كردهام ، تصميم گرفتم تا آن بهرههايى كه بردهام را براي راهنمايى پژوهندگان اين مطلب بزرگ ومقصد عالي بيان كنم . پس عنان عنايت را در اين شرح به تلخيص وترتيب وتبويب وتهذيب آن با پرهيز از اطناب مملّ وايجاز مخلّ متوجه ساختم . » « 1 » قبل از فخر رازي هم ظاهرا كساني كتاب « إشارات » را شرح كردهاند كه از وجود نسخههاى آنها اطلاعى در دست نيست « 2 » ، وبه هر حال مىتوان « شرح امام فخر رازي » را از اوّلين شرحهاى موجود بر كتاب « إشارات » به حساب آورد كه در آن فاضل شارح جملههاى موجز وپر مغز « إشارات » را با عباراتى نسبتا روشن وروان شرح وتفصيل داده است ، ودر أكثر موارد هم از عهدهء تفسير غوامض ومشكلات آن بر آمده وفهم مطالب كتاب را بر خوانندگان آسان كرده است . امّا أو در اين كتاب فقط شارح نيست وبه شرح وتوضيح آراء ابن سينا بسنده نكرده است ، بلكه در بسيارى از موارد به نقد ونقض مطالب كتاب پرداخته وآنها را با سؤالهاى جدّى مواجه ساخته است ، وبه خصوص در مسائل فلسفه أولى وآنجا كه قواعد فلسفي با عقايد اشعرى أو در تعارض بوده چنان زبان به خرده گيرى باز كرده ودر وارد كردن اشكال واعتراض لجاجت به خرج داده وراه افراط پيموده كه جنبه ايراد وتشكيك در شرح أو بر جنبهء ايضاح وتفسير سبقت گرفته است ، وبه قول بعضي از نكتهپردازان « شرح » أو را به « جرح » تبديل كرده است . وشايد بهترين توصيف دربارهء كتاب أو همان كلامي باشد كه خواجة نصير الدين طوسي در آغاز شرح خود بر « إشارات » آورده است . أو مىگويد : « از جمله كساني كه كتاب « إشارات » را شرح كردهاند فاضل علّامه فخر الدين ملك مناظرين محمد بن عمر بن حسين خطيب رازي - جزاه اللّه خيرا - مىباشد . أو كوشيده است تا پوشيدههاى آن را با روشنترين تفسير آشكار سازد ، وآميختههاى آن را با زيباترين عبارات توضيح دهد . أو در
--> ( 1 ) - « همين كتاب » ؛ ص 2 . ( 2 ) - ميرزا عبد اللّه أفندي أصفهاني در « رياض العلماء » در شرح حال انورى ابيوردى علي بن محمد بن إسحاق شاعر وحكيم معروف إيراني در قرن ششم مىنويسد : از تأليفات اوست كتاب « البشارات في شرح الإشارات للشيخ الرئيس » كه من آن را در تبريز ديدهام . ( رياض العلماء ، 7 / 22 . )