فخر الدين الرازي
مقدمه 69
منطق الملخص
( تفصيل سخن در خصوص اين تمايز را مراجعه كنيد به كلنبوى ، البرهان ، ص 149 - 152 . ) موضوع در حقيقت مصاديق وافراد ( جزئي ) اند ودر قضاياى مسوره يا مهمله مانند « مثلث شكل است » مثلث موضوع ذكرى است وموضوع حقيقي افرادى هستند كه مثلث بر آنها اطلاق مىشود . مثلث به عنوان مفهوم كلى موضوع حقيقي نيست ولذا اطلاق آن بر افراد در منطق مسلمانان عقد الوضع ودر منطق جديد نيز محمول خوانده مىشود . در بحث از تحليل مفاد قضية مسور به تفصيل در اين باب سخن خواهد آمد . ممكن است ، پرسيده شود : قضاياى طبيعية چگونه تفسير مىشود ؛ چرا كه موضوع حقيقي در قضاياى طبيعية مفهوم كلى است . پاسخ اين است كه در « انسان نوع است » مفهوم كلى انسان از آن حيث كه كلى ومقول بر كثيرين است ( با حيثيت حكايتى ) موضوع نيست ، بلكه از آن حيث كه يك مفهوم ذهني است ( با حيثيت استقلالي ) ، موضوع واقع شده است ولذا مىتوان با تعبير « اين مفهوم » به آن اشاره كرد وبه همين دليل ، قضيهء طبيعية در حكم شخصية است وبه همين دليل ملاصدرا در تعريف قضيهء طبيعية تعين ذهني را اخذ مىكند : « أو طبيعية بشرط تعينها الذهني فطبيعية » ( التنقيح ، ص 21 ) حمل مواطات واشتقاق تمايز دو گونه حمل به طريق مواطاة يا حمل هو هو وحمل اشتقاقى يا حمل ذو هو از مباحث مهم منطقي است . بو على در شفا اين تمايز را بر حسب ذكر مثال يادآور مىشود : « حمل بر دو گونه است : حمل مواطاة مانند زيد انسان است » . در اين مثال ، انسان حقيقتا وبه نحو مواطاة بر زيد حمل مىشود و