فخر الدين الرازي
مقدمه 59
منطق الملخص
حصر دارند ونه ضابطهمند هستند در اين استدلال اهميت زياد دارد . آن دو را نبايد به صورت تفصيلي ملاحظه كرد واستدلال را به گمان وجود دو حد أوسط به صورت تعدد در دليل تلقى كرد ، بلكه اين دو مركبا حد أوسط هستند . يعنى اينكه لوازم از طرفي حد وحصر ندارند واز طرف ديگر ضابطهمند هم نيستند واين دو امر سبب عدم حصول تفاهم مىشود . به همين دليل متأخران با رد يكى از اين دو ، نارسايى استدلال را نشان دادهاند . ابن سهلان ساوى نيز همين استدلال را ذكر ميكند . مىتوان گفت : غزالى وساوى دليل بو على را چنين تقرير كردهاند وعبارت وى را در إشارات به اين صورت فهميدهاند . فخر رازي اين دليل را نيز نقد مىكند : « اگر چه لوازم غير متناهي هستند ، اما آنچه در اينجا ملاك است ، لوازم بيّن است ولوازم بيّن متناهي است » . منطقدانان ديگر اين استدلال را از جهت ديگر نيز مورد انتقاد قرار دادهاند وآن انكار بىنهايت بودن لوازم شئ است . دليل سوم از آن فخر رازي است كه آن را به شكل قياس ذو وجهين بسيط صورتبندى كرده است : در دلالت التزام يا بيّن بودن لازم معتبر است يا نه . صورت دوم به دليل بىنهايت بودن لوازم به محال مىانجامد وصورت نخست به دليل نسبى بودن وقاعدهمند نبودن مستلزم بطلان است ( الملخص ، ص 20 و 21 ، الانارات ص 18 - 19 ) . از نظر فخر الدين ، بيّن بودن لازم بر حسب اشخاص ودر نسبت با ذهنيت افراد متفاوت است وبه همين دليل ضابطهء خاصي ندارد . تعبير ضابطهمند نبودن دلالت التزام در بيان غزالى آمده است ( معيار ، ص 43 ) . خواجهء طوسي ، دليل فخر را به سبك وى مورد نقد قرار مىدهد : اين