فخر الدين الرازي
مقدمه 55
منطق الملخص
دلالت التزام را مورد تأكيد قرار داد وآن را به منزلهء مسألهاى تأمل برانگيز به ميان آورد ، بو على سيناست ؛ اگر چه كاربرد نظريهء مهجوريت را در انديشهء فارابى نيز مىتوان رصد كرد . ابن سينا در مدخل شفا در مقام مقايسهء بين دلالت « حساس » بر جسم داراى نفس ودلالت « حيوان » بر آن وبيان اينكه أولى نمىتواند مقول در جواب ما هو باشد ، بر خلاف دومى گويد : « دلالت حساس بر همه ماهيت دلالت التزامى است » ( ص 41 - 42 ) . وى در منطق المشرقيين نيز در مقام استدلال بر اينكه فصل وخاصه به تنهايى نمىتوانند معرف حقيقي واقع شوند ، گويد : زيرا فصل وخاصه بر ذات به دلالت التزام دلالت مىكنند ( ص 33 ) وهمچنين در إشارات نيز در همين موضع با ذكر دو دليل توضيح مىدهد كه وقتي مىگوييم « اين بر آن دلالت مىكند » ، مرادمان از دلالت ، دلالت به طريق مطابقت ويا تضمن است ودلالت التزام نمىباشد ( ص 8 ) . منطقدانان در قرون بعد ، بحث بو على را به شكل مسأله منطقي با عنوان مهجوريت دلالت التزام صورتبندى كردند وبويژه در قرن هفتم وهشتم مباحث فراوانى را به ميان آوردند . مسأله عدم كاربرد دلالت التزام دو پاسخ مختلف يافت : مهجوريت دلالت التزام در علوم به طور كلى ومهجوريت آن در حدود تام فقط . فخر رازي سخنگوى نظريه عام مهجوريت است وخواجة طوسي بر نظريه خاص مهجوريت اقامه دليل مىكند . غزالى ( 450 - 505 ) كه از پيروان منطقنگارى دو بخشي است وغالب آثار خود را در ساختار إشارات پرداخته است ، در مقاصد الفلاسفة نظريه أول را طرح مىكند ودر معيار العلم به نظريه دوم مىگرود . در مقاصد گويد : آنچه در علوم كاربرد دارد ودر تفهيم وتفاهم بر آن اعتماد مىشود ، طريق مطابقت وتضمن