فخر الدين الرازي

مقدمه 51

منطق الملخص

مىتوان از طريق حد به دست آورد . جمهور منطق‌دانان - از أرسطو تا امروز - بر آن هستند كه « الحد لا يكتسب بالبرهان والاستقراء » . تصور از تصور زايد وتصديق از تصديق . وهمين مبناى منطق‌نگارى دو بخشي شده است . اما فخر رازي بر آن است كه حد بر دو قسم است : حد اسمى وحد حقيقي . وآنچه جمهور گفته‌اند در خصوص حد اسمى صادق است اما حد حقيقي را مىتوان وبايد از طريق حجت وبرهان به دست آورد . ( الملخص ، ص 111 ) . سه مسأله ياد شده ارتباط منطقي دارند ودر مجموع ديدگاه متلائم وسازگارى را به وجود مىآورند : تصور بر دو قسم است : تصور بر حسب اسم كه عارى از تصديق است ولذا جستار از آن مقدم بر جستجو از وجود ( تصديق به هستى آن ) است واز طريق حجت وبرهان به دست نمىآيد ؛ اما تصور بر حسب حقيقت عارى از تصديق نيست وبه همين دليل پرسش از چيستى حقيقي پس از تصديق به وجود آن است واز طريق حجت وبرهان به دست مىآيد . تمايز شرح اللفظ ، شرح الاسم وتعريف حقيقي آنچه در اين مسأله مهم است ، تمايز تصور بر حسب اسم از طرفي با شرح اللفظ واز طرف ديگر با تصور بر حسب حقيقت است . امرى كه نزد بسيارى از منطق‌دانان مبهم است . شرح اللفظ صرفا بيان معناى واژه از طريق تبديل واژه‌هاست ؛ ولى شرح الاسم تحليل مفهوم ومعنا از طريق توضيح مفاهيم سازنده مىباشد . ولذا جستار نخست بر خلاف دوم به دانش منطق متعلق نيست . تفاوت حد اسمى با حد حقيقي نيز در اين است كه حد اسمى تحليل